كوفه بود و براى استفاده از محضر امام باقر ( عليه السلام ) به شهر مدينه هجرت نمود ، او در پرتو
بهرهورى از مكتب پر فيض پيشواى پنجم ، به مراتب علمى والايى نائل گرديد و در صف
ياران برجستهء آن حضرت قرار گرفت .
راز بزرگ
نخستين شرفيابى جابر به پيشگاه امام باقر ( عليه السلام ) جالب و شنيدنى است ، جابر مى گويد :
در سن جوانى بودم كه به محضر امام باقر ( عليه السلام ) شرفياب شدم ، امام فرمود :
شما كى هستيد ؟
يكى از اهالى كوفه .
از كدام طايفه ؟
از تيرهء " جعفى " .
براى چه به مدينه آمده اى ؟
براى تحصيل علم و دانش .
از چه كسى مى خواهى علم و دانش ياد بگيرى .
از محضر شما .
از اين به بعد اگر كسى از تو پرسيد : اهل كجا هستى ، بگو اهل مدينه هستم ! ( تا مزاحم
تو نشوند )
قبل از هر چيز بايد بپرسم : آيا اين حرف خلاف نيست ؟
نه ، زيرا كسى كه ساكن شهرى است مادامى كه از آنجا بيرون نرفته است اهل آن شهر
حساب مىشود .
جابر مى گويد : پس از اين گفتگو ، امام كتابى به من داد و فرمود : پيش از سقوط
حكومت بنى اميه نبايد حتى يك حديث ، از مطالب اين كتاب را نقل كنى ولى پس از
سقوط حكومت آنان مى توانى نقل كنى و اگر از نقل آنها خوددارى كنى از رحمت الهى
دور خواهى بود سپس كتاب ديگرى به من داد و فرمود : مطالب اين كتاب فقط براى