تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
كارى نه نهد جز آنكه بداند در طاعت خدا يا در نافرمانى او است . كسى كه برادر خود را عيب نگيرد جز آنكه آن عيب را از خود دور سازد و آدمى را بس است . ( 1 ) كه از عيب ديگران به عيب خود مشغول باشد . از متكبرى نازنده در شگفتم كه ديروز نطفه بود و فردا مردار . و از كسى سخت در شگفتم كه در خدا شك دارد و آفرينش خود را مى بيند . و از كسى كه آفرينش آخر ( قيامت ) را نمى پذيرد و آفرينش نخستين را مى بيند و از كسى كه براى اين جهان كار مىكند و كار آن جهان را وامى گذارد . ( 2 )

دوستى براى خدا :

مردى به دو گفت من تو را به خاطر خدا سخت دوست مى دارم . امام سر خود را فرو افكند . پس گفت خدايا به تو پناه مى برم كه مرا به خاطر تو دوست بدارند و تو مرا دشمن بدارى . سپس گفت به خاطر آنكه تو مرا به خاطر او دوست مى دارى تو را دوست مى دارم . ( 3 )

سه چيز نجات بخش :

سه چيز فرد با ايمان را نجات مىدهد : 1 . بازداشتن زبانش از غيبت مردم . 2 . خود را به چيزى مشغول داشتن كه در اين جهان و آن جهان او را سود بخشد . 3 . بسيار گريستن بر گناهان خود . ( 4 )

هلاكت و نجات :

او را گفتند حسن بصرى گفته است كسى كه هلاك شود شگفت نيست كه چگونه هلاك شده است ، شگفت آنست كسى كه نجات مى يابد چگونه نجات يافته است ؟ امام گفت : من مى گويم شگفت نيست كه كسى نجات يابد ، شگفت آنست كه با فراخى رحمت
هامش
1 . كشف الغمه ج 2 ، ص 76 ، صفوة الصفوة ج 2 ، ص 53 . 2 . تحف العقول ص 322 . 3 . منع فوق . 4 . تحف العقول ص 323 .