تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
مى رسد ، براى فاطمه ( س ) گنبدى از نور برپا مىشود وحسين ( عليه السلام ) در حالى كه سر بريدهء خود را در دست دارد به صحراى محشر مى آيد . چون فاطمه ( س ) ، حسين ( عليه السلام ) را مى بيند ، فريادى مى زند كه تمام فرشتگان مقرب و پيغمبران مرسل از گريهء او به گريه درمى آيند . پس از آن خداوند متعال ، حسين ( عليه السلام ) را به بهترين صورتى براى فاطمه ( س ) نمايان مىكند وحسين ( عليه السلام ) در حالى كه سر بر بدن ندارد ، با قاتلان خود و آنان كه ايشان را آماده كردند ، مخاصمه مى نمايد و خداوند قاتلان او و كسانى كه آمادهء كشتن او شدند و آنان كه در قتل او شركت داشتند ، همه را [ نزد فاطمه ( س ) ] جمع مىكند . چون حاضر شدند ، من فرد فرد آنان را مىكشم . باز زنده مى شوند . امير المؤمنين ( عليه السلام ) آنان را به قتل مى رساند . سپس زنده مى شوند . حسن ( عليه السلام ) آنان را مى كشد ، باز زنده مى شوند . حسين ( عليه السلام ) آنان را مى كشد . سپس زنده مى شوند . هر كدام از ذريهء ما يك بار آنان را به قتل مى رساند . در اين هنگام است كه غضب ما بر طرف و اندوهها فراموش مى گردد " . پس از آن امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : " خدا رحمت كند شيعيان ما را . به خدا قسم ، آنان به خاطر حزن و اندوهى طولانى كه در اين مصيبت داشتند ، در مصيبت ما شريكند و از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) روايت شده است كه چون روز قيامت برپا شود ، فاطمه ( س ) با جمعى از زنها به محشر مى آيد . به او خطاب مىشود كه داخل بهشت شود . مى گويد : " داخل نمى شوم تا بدانم بعد از من با فرزندم چه كردند ؟ " خطاب مىشود : " نظرى به قلب محشر كن " . چون نگاه مىكند ، مى بيند حسين ( عليه السلام ) ايستاده است و سر بر بدن ندارد . او از ديدن اين منظره صيحه‌اى مى زند و از صيحهء او من و فرشتگان فرياد مىزنيم " . در روايت ديگرى وارد شده است كه فاطمه ( س ) از ديدن حسين ( عليه السلام ) فرياد مى زند : " اى فرزندم و اى ميوهء دلم ! " در آن حال خداى متعال براى خاطر فاطمه ( س ) به غضب مى آيد و آتشى را كه " هب هب " ناميده مىشود و هزار سال دميده شده تا به رنگ سياه درآمده است و هرگز آسايش و فراغت در آن داخل ، و غم و اندوه از آن خارج نمى گردد ، مأمور مىكند كه