تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
خلافت شايسته تر است ، زيرا سوابقش در اسلام درخشان‌تر و سنش بيشتر و قرابتش با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بر همه روشن است . نسبت به كوچكها مهربان و با بزرگها نيكوكار است . او بهترين والى و امامى است كه خداوند به وسيلهء او حجت را بر شما تمام كرده و راه سعادت را به شما نشان داده است . پس شما ديدگان خود را در برابر نور حق ، از دست ندهيد و بدون شناختن راه هدايت ، خود را در گودالهاى باطل نيفكنيد . در جنگ جمل بود كه صخر بن قيس لكهء ننگ و خوارى را به دامان شما افكند ( شما را از يارى على ( عليه السلام ) بازداشت ) ، ولى امروز شما بايد با يارى فرزند پيغمبر آن را شست و شو دهيد . به خدا سوگند هر كس از يارى او كوتاهى ورزد خداوند فرزندانش را ذليل و خويشانش را كم مى سازد . بدانيد كه من لباس جنگ پوشيده ام وزره بر تن نموده ام و مطمئن باشيد كه هر كس كشته نشد مىميرد و فرار ، انسان را نجات نمى دهد . خداوند شما را بيامرزد . سخنان مرا نيكو پاسخ گوييد " . سپس بنى حنظله شروع به سخن كردند و گفتند : " اى اباخالد ! ما به منزلهء تيرهاى كمان تو هستيم كه به سوى هر هدفى كه پرتاب كنى خطا نمى كند . ما سواران و سربازان طايفهء تو هستيم كه ما را به هر جنگى بفرستى ، پيروزى وفتح با توست . به خدا قسم در هر گرداب خطرناكى فرو روى ما نيز با تو خواهيم آمد و با هر سختى اى كه روبرو شوى ما نيز همراه تو روبرو خواهيم شد . به خدا قسم با شمشيرهاى خود تو را يارى مى دهيم و با بدنهاى خود تو را نگهدارى مى كنيم . به هر چه مى خواهى اقدام كن " . از آن پس بنى سعد رشتهء سخن را به دست گرفتند و گفتند : " اى اباخالد ! مخالفت با تو و بيرون شدن از رأى و فرمان تو ، از همه چيز نزد ما ناخوش‌آيندتر است . ولى صخر بن قيس به ما دستور داده بود كه جنگ نكنيم و ما هم امر او را شايسته تر دانستيم و تاكنون جنگ نكرديم و عزت براى ما باقى ماند . حال كه چنين است ما را مهلت بده تا مشورت كنيم و پس از آن اظهار عقيده نماييم " . در اين موقع بنى تميم آغاز سخن نموده ، گفتند : " اى ابا خالد ! ما از طايفهء تو و با تو هم قسم هستيم . اگر غضب كنى ، ما نيز غضبناك خواهيم شد و در سفر وحضر همراه تو خواهيم
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 601 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي