تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
1 . در صفين شما به خاطر خدا ، عمل مى كرديد دين خود را مورد حمايت و از دنيا چشم پوشى داشتيد ولى ألان روحيهء شما عكس آن است . 2 . امروز شما نسبت به خليفه و امام خود ، صادق نبوده و منافقانه عمل مى كنيد و در گذشته اين چنين نبوده ايد . 3 . دل‌هاى شما عزادار است و به مقتولين در صفين و نهروان مىانديشيد . براى مقتولين صفين اشك مىريزيد و براى مقتولين نهروان خون خواهى مىنمائيد . امام مجتبى ( عليه السلام ) سپس ، رسما درخواست شوم معاويه را مطرح كرد و فرمود : معاويه ما را به مسأله اى فرا مى خواند كه در آن ، نفعى و حق خواهى و عدلى براى ما نيست . اگر مرد جنگيد ، پيشنهاد او را رد كنيم و كار را به خدا بسپاريم و دست به قبضهء شمشير ببريم ولى اگر طالب زندگى هستيد ، آن را رد نكنيم و طبق نظر شما عمل كنيم . در اين هنگام جمعيت حاضر از هر ناحيه بانگ برآوردند زندگى ! زندگى ! امام احساس كرد كه تنها ماند و هنگامى كه مردم امام را رها كردند امام صلح را پذيرفت . ( 1 )

صلح خواهى مردم

واقعيت امر آن است ، پيش از آن كه امام ( عليه السلام ) نظر خود را درباره صلح ، بازگو نمايد مردم نظر خود را دادند ، چنان كه قبلا از قول ابن اثير نقل كرديم نداى " البقية البقية " را سردادند . امام ( عليه السلام ) وقتى كه زمينهء اجتماعى را براى نبرد مساعد نديد وادار شد كه صلح ناخواسته را بپذيرد . راز صلح امام را از زبان خود امام حسن ( عليه السلام ) مى توان به دست آورد كه فرمود : " إنى رأيت هوى اعظم الناس في الصلح ، وكرهوا الحرب ، فلم احب ان احملهم على ما يكرهون " . ( 2 ) من ديدم تمايل اكثريت مردم به صلح و ترك مخاصمه است و از جنگ = + * * * + =

هامش
1 . ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 2 ، ص 14 ، ماده حسن ، چاپ بيروت ، ر . ك : ذهبى ، تاريخ الإسلام ، ج 4 ، ص 6 . 2 . دينورى ، اخبار الطوال ، ص 220 .