نور پاكى بود كه خداوند متعال رجس و پليدى را از آنان زدوده است و آنان را پاك و پاكيزه
نموده است و اين امر از القاب و اسامى كه به آن حضرت داده اند كاملا مشخص مى باشد
چون از القاب متعدد او يكى : زاهد - زكى - بر - نقى - مجتبى مى باشد .
پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) فرمود :
كسى كه مرا دوست مى دارد مى بايست اين دو ( حسن و حسين ) را دوست بدارد ( من
احبنى فليحب هذين ) . ( 1 ) و در مكارم اخلاق او توجه به حديث زير گوياى واقعيت اساسى
است . امام صادق ( عليه السلام ) فرمود عادت امام مجتبى ( عليه السلام ) اين بود كه با پاى پياده به حج
مى رفت ، هرگاه يادى از : مرگ ، قبر ، بعث ، نشور ، صراط و . . . مى نمود ، اشك مى ريخت . او
25 بار حج به جاى آورد و پياده راه مكه و مدينه را طى مى نمود . او 2 بار همه دارائى خود را
در راه خدا قسمت كرد . ( و كان اذا حج ماشيا وكان اذا ذكر الموت بكى ، واذا ذكر القبر
بكى واذا ذكر البعث والنشور بكى واذا ذكر المر على الصراط بكى ( 2 ) . . . ان الحسن بن
على حج خمسة عشرين حجة ما شيا وقاسم الله ماله مرتين ) [ وفى خبر قاسم ثلاث
مرات ] .
مردى از اهل شام كه در مدينه ، آن حضرت را بى حرمتى كرد ( تحت تأثير شايعات
معاويه قرار داشت ) هنگامى كه مورد تفقد امام قرار گرفت و گفت : الله اعلم يجعل رسالته
. . . مركوب خود را به طرف خانه آن حضرت برگرداند و مهمان آن حضرت شد و با عشق و
محبت به اهلبيت از خانه بيرون رفت . ( 3 )
يكى از غلامان او جنايتى كرده بود كه بايد كيفر مى شد . او خواند والكاظمين الغيظ -
امام فرمود : كظمت غيظى - خواند والعافين عن الناس ، فرمود : عفوت عنك ، خواند : والله
يحب المحسنين ، فرمود : أنت حر لوجه الله تو در راه خدا آزاد هستى . ( 4 )
برخى از خصوصيات روحى او
" در وجود او برترين نشانههاى انسانيت ، متبلور بود او به همه محبت مى كرد به مردم و
هامش
1 . بحار الانوار ، ج 43 ، ص 275 .
2 . صدوق ، امالى ، ص 150 ، شماره 33 .
3 . بحار الانوار ، ج 43 ، ص 344 .
4 . بحارالانوار ، ج 43 ، ص 338 .