رشك ملك گشوده شود ؟ كه باز مولانا گويد :
يك دهان خواهم ، به پهناى فلك * تا بگويم وصف آن رشك ملك
و اكنون كه نه آن جرأت و جسارت كشيدن آب دريا ، با " دلوى " كوچك ، نه آن آب
درياها براى " تر " كردن سرانگشت ، براى ورق زدن كتاب وصف او ، نه آن دهان فلك آسا ،
مهياست ، از نام و ياد پر شكوه على ( عليه السلام ) مدد مى جوئيم ، تا آن كه گوشههايى از زندگى
و پرتوى از شخصيت عظيم تاريخ ساز آن مرد بى همتاى نامتناهى را بازگوئيم .
مطالعه و بررسى در زندگى على ( عليه السلام ) ، در شخصيت پر عظمت على ( عليه السلام ) در افكار
و انديشههايش ، در طرز زيستنش ، در كيفيت ايمان اسلامى اش ، در مجاهداتش براى
اسلام ، در جنگهايش ، در اعمالش ، و در هر آنچه از انديشه به عمل و از قوه به فعل در
آورده ، نه تنها هم سازنده و تحرك آفرين و هم ارزنده و دلنشين است ، بلكه در طليعهء
شكوفايى حكومت اسلامى ، مىتواند شاخص و معيار زندگى اسلامى و سازندهء زير بناى
اصول و مبانى حكومت اسلامى ، و منبع الهام بخش و سرشار از رهنمودها و ارشادهاى
سازندهء حيات فردى و اجتماعى ملت مسلمان ايران و جهان گردد . گذشته از اينها
مطالعه اى - بدانگونه كه ذكر شد - دربارهء اين نخستين مجاهد والاى اسلام ، و اين افتخار
تاريخ بشريت ، همه جا و همه وقت ما را با يك الگوى كامل مربى ، و نمونهء بارز تربيت
اسلامى روبرو مى سازد ، كه دربارهء آن نه تنها به عنوان يك مسلمان و شيعه و پيرو
على ( عليه السلام ) ، بلكه به عنوان انسانى كه از چشم اندازى همسطح ، به زندگى انسانى ديگر
مىنگرد ، مات و متحير مىمانيم كه :
براستى اين موجودى را كه همچون " حقيقتى بر گونهء اساطير " مى درخشد ، موجود را
كه " نه خدا توان خواندنش " و نه " بشر توان گفتنش " ، چه بناميم و چگونه بناميم ؟ يكى از
نويسندگان جستجوگر و محقق ، از اين " انسان خداگونه " بسان اسطورهاى جاودانه ياد
مىكند و درباره اش چنين مىنويسد :
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 149
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٤٩