تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
وشگفتى هاى آفرينش ، كه هر سحرگاه ، در چشمه سار اين جذبهء بى مانند ، دل مىشويد ، هر غروب شفق سرخ را ، قطره اى از خون شهيدان مى بيند كه در راه اين عشق وجذبه فرو مى چكد ، تا خود ، رود خروشانى فراهم آيد وبساط آنچه را كه بر سر اين راه ، دشمنانه مى ايستد ، از ميان بردارد . . . . بيانات دلنواز ، تعبيرهاى زيبا ، استدلالهاى محكم وسخنان پرجلالى كه در كتاب " نهج البلاغه " ، از او نقل شده است ، جلوه اى كوچك از ايمان ومعرفت اورا به مبدأ جهان هستى وسرچشمه وجود ، مشخص مى سازد . در نهج البلاغه ، آن اثر جاودانه و بى مانند ، على ( عليه السلام ) ، راههاى گوناگون وصول به خدا وشناخت آن مبدأ يكتا را به مشتاقان مى آموزد ، و در اين طريق ، راههائى را ارائه مىدهد كه هنوز پاى استدلاليان به آستانهء آن نيز نرسيده است . على ، گاهى از بحث هائى فلسفى وتعقلى به مسأله توحيد و خداشناسى مى نگرد ومسأله بسيط مطلق بودن خدا ونفى هرگونه مغايرت صفات باذات وتجزيه آن را مطرح مى سازد ، و خدا را فارغ از هر نوع تركيب وتجزيه معرفى مىكند و در ضمن خطبه ها و دعاها وسخنان ارزندهء خود ، به اينحقيقت اشاره مىكند . در خطبهء نخست از نهج البلاغه مى فرمايد : " او بر ذات مقدس خويش اتسوار است وسازمان كائنات بر ارادهء نيرومندش تكيه دارد " . وآنگاه در باره محبوب ومعبود خويش ، چنين سخن مى گويد : " آنكس را مى ستايم كه ستايش وتوصيف تعريف كنندگان ، به وصف كمالش ، كفايت نمى كند ، حتى اگر تا آخرين حد مبالغه ، كه در توانائى دارند ، پيش روند ، در بيان آن عاجز وناتوان مى مانند ، وهرچه بكوشند يكى از هزارانش را سپاس نتواند گفت . صفات كمالش را حدى نيست تا بتوان به ميزان وحدود آن پى برد ، ونامهاى دلاويزش آنچنان بزرگ ووارسته اند كه از سطح عالى ترين لغات رايج فراتر نگاشته شده اند " . امام بزرگوار واعجوبهء روزگار ، سپس پيرامون معرفت آفريگار ، بدينگونه توصيف مى آغازد : " آغاز دين ، معرفت وشناسايى كرد گار است و كمال معرفت وشناسايى ، ايمان