جبرئيل رفت و من به خانه ى خود برگشتم و نزد خديجه رفتم پرسيد : " ابوالقاسم كجا
بودى ؟ من كسان خود را پى تو فرستادم و تو را نيافتند من او را از آنچه گذشته بود ، خبر
دادم . گفت : پسر عمو مژده باد تو را در اين راه و ثابت باش ، به خدايى كه جان خديجه به
دست اوست اميدوارم تو پيامبر اين امت باشى " .
دعوت در خانواده
محمد ( صلى الله عليه وآله ) پس از مأموريت رسالت در آغاز اعضاى خانواده خود را ، به شناسايى و
پرستش پروردگار خواند . خلاصه ى دعوت او اين بود : " مردم پروردگار يگانه را بپرستيد ،
مرا پيامبر بدانيد و به روز رستاخيز ايمان آوريد " اينها اصول سه گانه ى دعوت او را تشكيل
مى داد و پيش از همه وحدت و يگانگى خدا بود كه با شناخت و درك آن همه چيز قابل
حل بود از اين رو مكرر مى فرمود : " قولو لا إله الا الله ، تفلحوا ، به وحدانيت خدا ايمان
بياوريد تا رستگار شويد . . . " .
ايمان آورندگان
نخستين فردى كه دعوت پيامبر اسلام را لبيك گفت از مردان على بن ابيطالب بود . ( 1 )
چون على ( عليه السلام ) ساليانى پيش از بعثت در خانه او مى زيست و تربيت يافته ى او بود او را
مى شناخت از اين رو پيش از ديگران ايمان خود را به او اعلام داشت .
على ( عليه السلام ) در خطبهها و سخنان خود از تقدم و سابقهء خود در اسلام ، ياد مىكند كه ما
ذيلا دو نمونه ى آن را مى آوريم :
1 . جايى مى فرمايد " من بندهء خدا و برادر رسول اكرم هستم ، صديق اكبر منم و اين
جمله را كسى پس از من نگويد جز اينكه دروغگو باشد ، من با پيامبر هفت سال پيش از
آنكه كسى با او نماز بخواند نماز گزاردم " . ( 2 )
هامش
1 . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 1156 ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 17 ، سيره ابن هشام ، ج 1 ،
ص 264 ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 400 چاپ مصر الغدير ، ج 3 ، ص 246 - 244 .
2 . مرحوم علامه امينى در كتاب الغدير ، ج 3 ، ص 222 اسناد اين روايت را از كتابهاى حديث
نقل كرده است .