محمد امين ( صلى الله عليه وآله ) رشته اى از علل و عوامل معنوى بود . صفات نيكى همچون : امانت ،
راستگويى ، جوانمردى ، خوشرفتارى و خوشگفتارى بود و اين صفات اصولا توجه زن را به
مرد جلب مىكند . گذشته از اين علل يك سلسله حوادثى نيز رخ داد كه از آينده درخشان
محمد ( صلى الله عليه وآله ) نويد مى داد وخديجه اين حوادث را به دقت تعقيب مى كرد و هر روز خود را از
نظر روحى به محمد متمايل مى ساخت . اين حوادث گذشته از آنچه از قول ميسره غلام
خديجه در جريان به شام گذشت عوامل زير مىتواند باشد :
1 . اخبار علماى يهود به پيامبرى آن حضرت آنچنان كه دانيال يهود خبر داده بود . ( 1 )
2 . ورقه عموى پيامبر خود از دانايان عرب بود و اطلاعات فراوانى در مورد كتب
عهدين داشت و از اين موضوع خبر داده بود . ( 2 )
3 . رؤيايى كه خود خديجه ديده بود كه خورشيد از بالاى مكه چرخ زد و كم كم پائين
آمد و در خانهء او فرود آمد . ( 3 )
از ازدواج تا بعثت
حساس ترين دوره زندگى انسان دوره ى جوانى اوست . زيرا در اين هنگام غرايز جنسى
و تمايلات نفسانى به حد تكامل و رشد خود مى رسد ، طوفان شهوات ، فضاى عقل انسانى
را تيره و تار مى سازد .
حكومت غرائز محكم تر و در نتيجه چراغ خود كم فروغ تر مى گردد ، شب و روز وقت و
بى وقت كاخ بزرگى از آرزوها را در برابر ديدگان او مجسم مى گردد . هرگاه در چنين
هنگامى ثروتى نيز در اختيار داشته باشد زندگانى او به صورت يك عامل خطرناكى در
مى آيد ، زيرا از يك طرف غرايز حيوانى و صحت مزاج و از طرف ديگر امكانات مادى و
درآمد سرشار دست به دست يكديگر مى دهند و در نتيجه او را در بىخبرى از آينده فرو
برده غرق شهوات و اميال نفسانى خود مى سازند .
در اينكه محمد ( صلى الله عليه وآله ) شجاع و دلير ، نيرومند و تندرست و سالم بود جاى هيچ گفتگو
هامش
1 . مجلسى ، بحار الأنوار ج 16 ، ص 19 .
2 . مجلسى ، بحار الأنوار ج 6 ، ص 104 .
3 . سيرة النبى ج 1 ، ص 216 .