قوما و فيهم من هو أعلم منه لم يزل أمرهم إلى السفال إلى يوم القيامة ؛ « 1 » يعنى هر كس امامت جمعى كند كه در ايشان از او داناترى بوده باشد ، هميشه كارشان در تنزل و فروپايه گى خواهد بود تا روز قيامت .
و در من لا يحضره الفقيه نيز روايت شده از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و إله كه فرموده : إمام القوم وافدهم فقدّموا أفضلكم ؛ « 2 » يعنى پيشنماز جماعت پيشرو ايشان است روز قيامت ، پس مقدم داريد افضلتان را .
و در كافى در باب « الصلاة خلف من لا يقتدى به » و در تهذيب در باب « فضل المساجد » روايت شده از امام محمد تقى عليه السّلام كه فرموده : لا تصلّ إلَّا خلف من تثق بدينه و أمانته ، « 3 » يعنى نماز مكن مگر از پى كسى كه وثوق و اعتماد داشته باشى به دينش و امانتش ؛ و سراير ابن ادريس از كتاب ابى عبد اللَّه سيارى كه او را مصاحب موسى و الرضا وصف كرده روايت شده از سيارى كه گفته : قلت لأبى جعفر الثانى : قوم من مواليك يجتمعون فتحضر الصلاة فيتقدّم بعضهم فيصلَّى بهم جماعة ، فقال : إن كان الذى يؤمّ بهم ليس بينه و بين اللَّه طلبة فليفعل ؛ « 4 » يعنى گفتم به ابى جعفر دويم كه امام محمد تقى عليه السّلام باشد كه جماعتى از شيعيان و غلامان تو اجتماع مىكنند ، پس وقت نماز مىرسد ، پس بعضى پيش نماز شده نماز جماعت مىگذارند . آن حضرت فرمود : اگر آن كس كه امامت ايشان مىكند ميانهء او و ميانهء خداى تعالى بازخواستى نيست بكند ؛ و بعد از اين سيارى نيز گفته : قلت له مرّة اخرى : إنّ القوم من مواليك يجتمعون فتحضر الصلاة ، فيؤذن بعضهم ، فيتقدّم أحدهم ، فيصلَّى بهم ، فقال : إن كان قلوبهم كلَّها واحدة فلا بأس ؛ « 5 » يعنى گفتم به آن حضرت بار ديگر كه جمعى از شيعيان و غلامان « 6 » تو جمع مىشوند و در وقت نماز يكى از ايشان امام شده ، نماز جماعت مىگذارند . پس آن حضرت فرمود : اگر دلهاى همه يكى است باكى نيست . و بعد از اين نيز سيارى گفته : قلت و من لهم بمعرفة ذلك ؟ قال فدعوا الإمامة لأهلها ؛ « 7 » يعنى گفتم كيست از ايشان كه متحمل تواند شد او را ؟ گفت حضرت در جواب كه : واگزاريد [ امامت را ] به اهلش .
و در تهذيب احكام الجماعة روايت شده از ابى ذر كه گفته : إنّ امامك شفيعك إلى اللَّه فلا
هامش
« 1 » التهذيب ، ج 3 ، ص 56
« 2 » من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 377
« 3 » الكافى ، ج 3 ، ص 374 ؛ التهذيب ، ج 3 ، ص 266
« 4 » وسائل الشيعة ع ج 8 ، ص 316
« 5 » مستطرفات السرائر ، ص 570
« 6 » مواليك به معناى غلامان نيست ؛ به معناى دوستان است .
« 7 » وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 349