پس محقق شد كه نسبت قول وجوب قدماى اخباريين و محدثين شيعه افترا و بهتان است . و از آن چه حضرت در اين رساله كه خلاصه آن رساله است افاده فرموده ، معلوم است كه در آن رساله چه قسم بيان كرده باشند ؛ و اللَّه الهادى .
ديگر گفته :
و كلام شيخ حسين بن عبد الصمد الحارثى والد بزرگوار شيخ بهاء الدين محمد اشعار بر دعوى نزديك به اجماع بر وجوب عينى نموده و نزديك به آن كلام شيخ زين الدين رحمه اللَّه اشعارى دارد . انتهى .
طرفه حالى است كه نص مقتدايان و پيشوايان و متقدم و متأخر بر اجماع و اتفاق بر عدم وجوب عينى منظور و مسموع نيست و اشعار بر دعوى اجماع والد بزرگوار شيخ بهاء الدين محمد كه فضيلتى بهتر از پدر شيخ بهاء الدين ندارد و دعويش كذب محض و مخالف اقوال و شهادات همگى علما و فقهاى صادق القول است ، منظور و مسموع است . همچنين اشعار نزديك به آن از شيخ زين الدين استادش كه مدعى وجوب عينى است و در اين قول منفرد بود ؛ چنان كه بر ارباب تتبع ظاهر است . و از اينجاست كه مولانا احمد اردبيلى در شرح ارشاد تصريح كرده و گفته : « قول مع عدم الرفيق » . « 1 » در واقع اين چه آزرمست و اللَّه خير الحاكمين .
[ رأى عماد طبرى و عبد الجليل قزوينى ]
ديگر گفته :
و اين قول را شيخ شهيد ثانى رحمه اللَّه از ظاهر شيخ عماد الدين طبرى « 2 » نيز نقل كرده و صريحا از اكثر متقدمان علماى شيعه نقل نموده ؛ انتهى .
آن چه از شيخ عماد الدين طبرى منقول است ، مطابق است با آن چه علامه در كتاب نهج الحق و كشف الصدق گفته و به هيچ وجه دلالت بر وجوب عينى در زمان غيبت ندارد . و از براى انكشاف حال و توضيح مقال ، كلام هر دو مذكور مىگردد . بدان كه علامه در كتاب مذكور اولا پارهاى از اختلافات ميان شيعه و اهل سنت را در نماز جمعه بيان كرده ، مثل آن كه اماميه رفتهاند به وجوب حضور به نماز جمعه تا به دو فرسخى و ابو حنيفه گفته است هرگاه خارج از بلد باشد واجب نيست حضور ؛ و اماميه رفتهاند به آن كه به پنج كس كه يكى از آنها امام باشد ، واجب مىشود ، و شافعى و احمد و اسحاق گفتهاند واجب نمىشود بر
هامش
« 1 » مجمع الفائدة ، ج 2 ، ص 263
« 2 » در متن : طبرسى .