شيخ على نسبت به محقق مطرح كرده ، بر اساس تصريح خود صاحب روضات ، بى پايه و از روى بى انصافى است .
جداى از اين قبيل برخوردها ، مشكل عمده ، اختلاف علمى بر سر وجوب نماز جمعه بود . به هر حال ، شمارى از مردم از فقهايى پيروى مىكردند كه نه تنها به وجوب نماز جمعه قائل نبودند بلكه اقامهء آن را در عصر غيبت حرام مىدانستند . طبيعى بود كه چنين مردمانى در مراسم نماز جمعه شركت نكنند . عالمانى كه به وجوب اعتقاد داشته و مهمتر منصب امامت جمعه در اختيارشان بود ، انتظار داشتند كه دولت در فراهم كردن زمينهء اقامهء نماز جمعه به آنان كمك كند . محقق سبزوارى مىنويسد » :
بايد صدور و محتسبان و اهالى شرع ، در اوقات دعا ، مردم را بر اجتماع در مساجد و مواضع دعا و اشتغال به دعا جهت پادشاه و حامى ملك و ملت تحريض نمايند و در ساعتى كه در روز جمعه ، بيع و شراء ممنوع است ، امر به تعطيل اسواق و اجتماع در مساجد و حضور جمعات بنمايند تا شعار دين و مراسم شرع را رونق و تازگى بوده باشد و به تدريج مراسم و لوازم شرع و ملت مشرف بر اندراس نگردد و از خاطره ها فراموش نشود . « 1 » فيض كاشانى در رسالهء اعتذاريه ، از مشكلات عديدهاى كه علماى مخالف وجوب نماز جمعه ، در اقامهء نماز جمعه ايجاد مىكردند ، سخن گفته است .
5 - نماز جمعه در دورهء قاجار
نماز جمعه در دورهء قاجار ، در ادامهء سياست مذهبى دورهء صفوى ، به صورت امرى منصبى از طرف دولت قاجار درآمد ؛ اما به موازات از دست رفتن اعتبار تمامى مناصب مذهبى پيشين ، منصب نماز جمعه نيز اهميت خود را در اين دوره از دست داد . در واقع ، زمانى كه روابط علما با دولت نادرى به دلايل مختلف ، از جمله كاهش نفوذ علما ، « 2 » پس از تصاحب موقوفات توسط دولت و نيز سياست سنى زدگى نادر به سردى گراييد ، با همهء همراهى قاجارها ، اين روابط به بهبودى كامل نرسيد و دوگانگى در قدرت سياسى موجود در جامعهء ايران شديدتر شد . دليل عمدهء آن ، ناسازگار بودن ساختار سياسى قاجاريه به عنوان يك حكومت ايلى براى پذيرش موقعيت علما در مجموعهء هيأت حاكمه بود . با اين حال ، سنتهاى جارى از عصر صفوى ، در برخى از زمينه هاى مربوط به سياست مذهبى همچنان
هامش
« 1 » روضة الانوار ، ص 603
« 2 » نك : خاندان شيخ الاسلام ، ص 47