صاحب رساله در نقل كلام فقها شده ، چنان كه ظاهر شد جمعى از علماى كبار صاحب ديانت را از بابت سيد محمد صاحب مدارك و شيخ حسين بن عبد الصمد والد و استاد شيخ بهاء الدين محمد و امثال اين بزرگان دين را نسبت به حبّ جاه و حبّ امامت جماعت دادن با آن كه بعضى از آنها در بلاد مخالف بودند و امامت جماعت نسبت به ايشان ميسّر نبود ، از كمال بىادبى است .
و مولانا عبد اللَّه تونى در رساله اش كه در رد وجوب عينى نماز جمعه نوشته ، بعد از آن كه قول به وجوب عينى را مخترع و بدعت شمرده ، به اين مضمون گفته كه بر تقدير صحّت بودن رساله از شيخ زين الدين ، ظاهر آن است كه مختار اوايل سنش باشد و بعد از آن در كتب ديگرش از آن برگشته باشد . انتهى . « 1 »
[ دلايل قول به وجوب عينى و ردّ آنها ]
و از جمله دلايلى كه در اين باب اقامه كردهاند ، يكى آيهء شريفه است كه در سورهء جمعه فرموده : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ الله وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * ؛ « 2 » و معنى ظاهرش اين است كه اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد هرگاه ندا كرده شويد از براى نماز در روز جمعه ، پس بشتابيد به سوى ذكر خدا و واگذاريد سودا و معامله را ، آن بهتر است از براى شما اگر بدانيد .
و شكى نيست كه اين آيه مجمل است و دلالت بر خصوصيات و شرايط نماز جمعه ندارد به اتفاق . و « ذكر اللَّه » اعم است از نماز جمعه در ظاهر ، هر چند جمعى از ارباب تفسير مخصوص به نماز جمعه دانستهاند ؛ و مع هذا مراد از ندا ، نداى جمعى مخصوص است ، و الَّا لازم مىآيد هر كس نداى نماز جمعه كند ، واجب باشد اطاعت كردنش ، اگر چه جاهل و فاسق و مخالف مذهب بوده باشد ، و اين به اتفاق باطل است . پس محقق شد كه بر تقديرى كه مراد از ذكر اللَّه نماز جمعه باشد ، مقصود از آيهء شريفه آن است كه به نداى كسى كه استحقاق امامت نماز جمعه دارد ، به سوى نماز جمعه بشتابيد ، بعد از تحقق شرايط نماز جمعه گزاردن در شما و استحقاق امامت نماز جمعه در غير معصوم ، و آن كس كه معصوم او را تعيين نكند از كجا ثابت مىشود بلكه ثابت و محقق استحقاق معصوم است و تعيين كرده معصوم .
هامش
« 1 » شهيد رسالهء نماز جمعه خود را در ربيع الاول سال 962 يعنى سه سال پيش از شهادتش نگاشته و بنابراين سخنى كه در متن آمده ، نادرست است . فاضل سراب در رسالهء عربى خود كه در رد بر رسالهء فاضل تونى است ، به تفصيل به جواب از اين سخن تونى پرداخته است .
« 2 » الجمعة : 9