به زندان فرستد ، لازم نمىآيد كه آن امام شرط وجوب نماز جمعه باشد ، با آن كه در سند اين حديث عبد الرحمان بن سيابه مذكور است و او مجهول الحال است .
و هم در تهذيب روايت شده از امير المؤمنين عليه السّلام : لا جمعة إلَّا فى مصر يقام فيه الحدود ؛ « 1 » يعنى نيست جمعه مگر در شهرى كه اجراى حدود شرعيه در آن مىشود . و اين كنايه است از اشتراط وجود سلطان عادل ؛ يعنى امام معصوم نافذ الحكم چنان كه ظاهر است و حملش بر تقيه وجهى ندارد .
قال : « و در تهذيب روايت شده از امير المؤمنين عليه السّلام » تا آنجا كه گفته « چنان كه ظاهر است » . اقول : اولا اين حديث ضعيف است به سبب اشتمال بر طلحة بن زيد ؛ و ثانيا آن كه محمول است بر تقيه به واسطهء آن كه موافق مذهب بعض عامه است . چنان كه شيخ در تهذيب علامه در منتهى گفته و ثالثا آن كه معارض است با اخبار معتبره كه دلالت بر عدم اشتراط مصر مىكنند .
و هم در تهذيب روايت شده از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرموده : إذا قدم الخليفة مصرا من الأمصار جمّع بالناس ، ليس لأحد ذلك غيره ؛ « 2 » يعنى هرگاه خليفهء عصر به شهرى از شهرهاى اسلام آيد ، نماز جمعه مىگزارد با مردم و احدى را نمىرسد سواى او . و از اين جاست كه شيخ شهيد در ذكرى گفته : اعلم أنّه لا خلاف فى أنّه لو حضر الإمام الأعظم مصرا و تمكَّن من الإمامة لم يؤم غيره تأسيّا بفعل النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و الائمة بعده ؛ يعنى نيست [ اختلافى ] در آن كه وقتى كه امام زمان در شهرى حاضر شود و متمكن باشد در امامت ، نماز جمعه او خواهد گزارد .
بعد از اين گفته : نعم لو كان له مانع استناب و لا يجوز التقدّم به غير إذنه ؛ « 3 » يعنى آرى ! اگر او را مانعى باشد ، نايب تعيين خواهد كرد و جايز نيست امامت نماز بدون او .
قال : « و هم در تهذيب روايت شده از امير المؤمنين » تا آن جا كه گفته « و جايز نيست امامت نماز بدون او » اقول : قطع نظر از ضعف سند و ارسالش كرده ، معنى حديث اين است كه هرگاه خليفه داخل شهرى شود ، امامت جمعه مىكند و ديگرى را نمىرسد كه در آن شهر امامت جمعه كند . و مقصود شهيد نيز اين است و معلوم نيست كه غير از صاحب رساله ، كسى اين حديث را مؤيد اشتراط امام معصوم توهّم تواند كرد .
و در كافى و تهذيب روايت شده از امام محمد باقر عليه السّلام كه فرموده : لا تكون الخطبة و الجمعة و صلاة ركعتين على أقلّ من خمسة رهط : الإمام و أربعة ؛ « 4 » يعنى نمىباشد خطبه و جمعه و
هامش
« 1 » التهذيب ، ج 3 ، ص 293
« 2 » التهذيب ، ج 3 ، ص 23
« 3 » الذكرى ، ج 4 ، ص 104 - 105
« 4 » الكافى ، ج 3 ، ص 419 ؛ التهذيب ، ج 3 ، ص 240