( 8 ) ولذا همگان معترفند كه تو نسبت به آنكه عقوبتش مىكنى ظالم نيستى .
وهمه گواهى مىدهند كه تو نسبت به آنكه أو را مىبخشى ، با فضلت رفتار مىكنى ، وهر كس به خود مىنگرد ، در انجام آنچه شايستهء توست اقرار به تقصير مىكند .
( 9 ) اگر مكر وفريب شيطان نبود ، هيچكس تو را عصيان نمىكرد واگر شيطان باطل را در چهرهء حق جلوه نمىداد ، هيچكس از راه تو منحرف نمىشد .
( 10 ) پس منزهى تو ! وچه روشن است بزرگوارى تو در رفتار با كسى كه از تو أطاعت كند ويا تو را عصيان نمايد . در حق مطيع از آنچه خود برايش فرآهم ساختهاى تشكر مىكنى ودر حق گناهكار ، در آنچه مىتوانى به عقوبتش شتاب كنى ، مهلت مىدهى .
( 11 ) به هر يك از مطيع وعاصى ، چيزى عطا مىكنى كه برايش لازم نيست وبه آنان عطايايى تفضل مىكنى كه عمل آنها كمتر از آن است ( 12 ) واگر در مورد أهل طاعت ، نسبت به آنچه خود متولى آن بودهاى ، به عدالت رفتار مىكردى ، چه بسا شخص ثواب تو را از دست مىداد ونعمت تو از أو زايل مىشد . اما تو با كرم خود ، أو را با پاداش هميشگى در برابر اعمال ناچيز دنياي فانى جزا دادى ودر برابر أهداف نزديك وزوال پذير دنيا ، أو را به نتايج طولانى وپايدار اخروى رساندى .
( 13 ) ودر مقابل آنچه از روزيهاى تو استفاده كرده وبر طاعت تو توانايى يافته ، باز خواست ننمودهاى ونسبت به ابزارى كه با آنها از تو طلب غفران كرده ، مناقشه وسخت گيرى نكردهاى . واگر چنين مىكردى ، همهء آنچه براي آن زحمت كشيده وتلاش نموده به عنوان جزاى لطف ومنّتى كوچك از سوى تو به حساب نمىآمد وهمچنان در نزد تو نسبت به ساير نعمتها بدهكار بود . پس كي چنين بندهاى مستحق ثوابي از جانب توست ؟ ! هرگز ، هرگز ! .
( 14 ) اى خداى من ، اين است حال كسى كه مطيع توست وبندگى تو را دارد . وامّا تو نسبت به كسى كه امر تو را نافرمانى كرده ونهى تو را مرتكب شده نيز تعجيل در عذاب وگرفتارى نكردهاى تا أو را از حال معصيت ، به حال توبه وطاعت باز گردانى وحال آنكه أو ، در همان آغاز كه قصد معصيت تو را نمود ، استحقاق همهء عقابهائى را كه براي جميع بندگانت مهيا ساختهاى ، داشت .
( 15 ) پس همهء عذابهائى كه در حق أو به تأخير انداختهاى وهمهء بلاها وعقوبتهايى كه در انجام آنها كندى كردهاى ، حقّى براي تو است كه آن را ترك فرمودهاى وخشنوديى است كه بر تو لازم نبوده است .
صحيفه كامله سجاديه با ترجمه فارسى شاهرودى — صفحة 165
مساهمون: الإمام زين العابدين ( ع )
ص١٦٥