تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧
رفع آن از ممتنعات ومحالات درشمار آمده وباوجود طفره ؛ هيچگاه وبراي هيچ عابد ومتحرّكى ، وصول وپيوستن بخداوند متعال ومظهريّت أسماء وصفات أو امكان‌پذير نميباشد . بهمين ملاحظه است كه نخستين مبدء سير بصراط مستقيم در عالم تكوين ، هيولى است كه از آن ، بصورت وموادّ ومعادن ونبات وحيوان حركت ميكند تا آنگاه كه بنوازد انسان ميرسد وحركت استكمالى تكويني تا ابتداء بلوغ انسان بسنّ تكليف ادامه مىيابد ، ليكن از آغاز بلوغ ؛ حركت تكاملى در جهت كمال انسانيّت شروع گرديده ودنبالهء آن ادامه مىيابد ، تا از مراتب ملائك آنهم مرسلات أعلى ومجرّدات محضه درگذشته وداراى مظهريّت كاملهء أسماء وصفات ميشود ، وآدمي در جميع مراتب مزبور ؛ يعنى از سنّ تكليف طبق أوامر ونواهى وحلال وحرام ومكروه ومستحبّ شرع أنور باستكمال نفس ميپردازد وبا عبور از مراتب جمادى ونباتى وانساني وفرشتگى ، بقول جلال الدّين بلخى ، بجايى ميرسد كه ادراك آن در قوّهء واهمه نيز نمىگنجد ؛ چنانكه سروده است :
يا كرامى إذبحوا ، هذا البقر * إن أردتم ، حشر أرواح النّظر
از جمادى ، مردم و ، نامى شدم * وز نما مردم ، ز حيوان سر زدم
مردم از حيواني وآدم شدم * پس چه ترسم ؟ ، كي ز مردن كم شدم
نوبت ديگر ، بميرم از بشر * تا برآرم ، در ملائك بال وپر
بار ديگر از ملك ، پرّان شوم * آنچه اندر وهم نايد ، آن شوم
وز ملك هم ، بايدم جستن ، ز جو * كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
پس عدم گردم عدم ، چون از غنون * گويدم : كانّا إليه راجعون
بنابراين ، مبدء صراط تكويني ، عالم هيولى بوده ونهايت آن تا سنّ بلوغ آدمي است ؛ ودر اين هنگام ابتداى صراط مستقيم تشريعي با برنامهء تكاملى أنبياء ورسل وبويژه ختم پيامبران وخاندان رسالت - عليهم السّلام - آغاز ميگردد ، تا نهايت صراط مزبور كه بقول مولانا :
« إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
عين وصال معبود حقيقي ومعشوق سرمدي است ، چنانكه در كريمهء نازله در سورهء فاطر فرمايد :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ ، فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً ، إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ ، وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ »
امّا در صورتيكه انسان از صراط مستقيم الهى در سير استكمالى خود بلغزد وبا خوى گرفتن بگناه وارتكاب معاصي از طىّ طريق
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1027 | غلامحسين رضانژاد