همه ناقص و كم و بىارزش خواهد بود .
و اندرين صورت شمارى بس حقير ، طاعت خود گرچه بنمايد كثير كى بود لايق ز ما كار حسن ، در بر الطاف و فضل ذو المنن اينست كه به اين دو قسمت توجه بيشتر شود ؛ بر خضوع و محبت و خشوع و بندگى و معرفت و حياء و تواضع و انكسار انسان افزوده مىشود .
( [ قسمت سوم از ] متن )
و الذكر ذكران : ذكر خالص بموافقة القلب ، و ذكر صارف لك بنفى ( ذكر صادق ينفى ) ذكر غيره ، كما قال رسول الله صلى الله عليه و آله : انا لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك ، فرسول الله ( ص ) لم يجعل لذكر الله ( لذكره لله ) عز و جل مقدارا عند علمه بحقيقة سابقة ذكر الله عز و جل له من قبل ذكره له ، و من دونه اولى .
فمن اراد ان يذكر الله تعالى فليعلم انه ما لم يذكر الله العبد بالتوفيق لذكره لا يقدر العبد لذكره .
[ ( ترجمه ) ]
و ذكر بر دو قسم است : ذكر خالص پروردگار متعال كه به موافقت قلب صورت مىگيرد ، و ذكرى كه اشعار داشته باشد به نفى ذكرى كه از غير خدا واقع مىشود ، چنان كه رسول اكرم فرمود : من نمىتوانم تو را ثنا گويم به آن طورى كه تو خودت را ثنا گفته اى .
پس پيغمبر خدا براى ذكر خالص خود ارزش و قيمتى قائل نشد ، در مقابل ذكرى كه از جانب خود خدا در سابق صورت گرفته است ، و البته رسول اكرم به حقيقت آن ذكر پيش از اينكه خودش ذكر خدا گويد مطلع و عالم بوده است .
پس در جايى كه پيغمبر خدا ذكر خود را نفى كرده ، و ذكر را كه از جانب خدا بوده است اثبات مىكند ، ديگران به اين معنى اولويت دارند .
و بايد شخص ذاكر به اين نكته هم متوجه باشد كه تا پروردگار متعال
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٤