آنان مسلمان شدهاند از آنان دورى مىكنند ، به پيامبر شكايت كردند . پيامبر گفت :
سائل را نزد من آوريد ، پس داخل مسجد شديم و مسكينى را در آنجا يافتيم و او را نزد پيامبر آورديم ، پيامبر پرسيد : آيا كسى چيزى به تو داده است ؟ گفت : آرى از پيش مردى عبور كردم و او نماز مىخواند او انگشتر خود را به مىداد . گفت : برو و آن مرد را به اينان نشان بده . جابر مىگويد : آمديم و ديديم كه على نماز مىخواند ، سائل گفت : اين همان مرد است پس برگشتيم و اين آيه نازل شده بود : « انما وليكم اللّه و رسوله » .
233 - عن عليّ قال : نزلت هذه الآية على رسول اللّه في بيته : ( إنّما وليّكم اللّه و رسوله ) الآية . فخرج رسول اللّه و دخل المسجد و جاء الناس يصلون بين راكع و ساجد و قائم فإذا سائل فقال : يا سائل هل أعطاك أحد شيئا ؟ قال : لا إلا ذاك الراكع - لعلي - أعطاني خاتمه .
علىّ بن ابى طالب ( ع ) گفت : اين آيه براى پيامبر خدا در خانهاش نازل شد : « انما وليكم اللّه و رسوله » پس پيامبر بيرون آمد و وارد مسجد شد و مردم آمدند و نماز مىخواندند ، بعضى از آنها در حال ركوع و برخى در حال سجده و برخى در حال قيام بودند ، پس سائلى آمد و پيامبر پرسيد : اى سائل آيا كسى چيزى به تو داد ؟
گفت : نه ، مگر اين شخصى كه در حال ركوع است او انگشترش را به من داد و اشاره به على مىكرد .
234 - عن المقداد بن الأسود الكندي قال : كنا جلوسا بين يدي رسول اللّه إذ جاء أعرابي بدوي متنكّب على قوسه .
و ساق الحديث بطوله حتى قال : و عليّ بن ابى طالب قائم يصلي في وسط المسجد ركعات بين الظهر و العصر فناوله خاتمه فقال النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم : بخ بخ بخ وجبت الغرفات . فأنشأ الأعرابي يقول :
يا ولى المؤمنين كلهم * و سيد الاوصياء من آدم
قد فزت بالنفل يا ابا حسن * اذ جادت الكف منك بالخاتم