عباس در حالى كه خشمناك بود بلند شد و دامن خود را مىكشيد تا اينكه وارد بر رسول خدا شد ، پيامبر به او گفت : چه چيزى با خوددارى اى عباس ؟ گفت : آيا نمىبينى كه اين كودك چه گونه با من روبرو مىشود ؟ گفت : آن كودك كيست ؟ گفت :
علىّ بن ابى طالب .
پيامبر ( ص ) گفت : على را نزد من بخوانيد ، پس او را خواندند به او گفت : يا على چه چيزى تو را وادار كرد كه با عمويت چنين رودررو شوى ؟ گفت : يا رسول اللّه او را به حق كوبيدم چون تو پيشتر به او تندى كردى ، پس هر كس مىخواهد خشمناك شود و هر كس مىخواهد خوشنود باشد . در اين هنگام جبرئيل نازل شد و گفت : اى محمد پروردگارت به تو سلام مىرساند و مىگويد : به آنان چنين تلاوت كن : « اجعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن باللّه و اليوم الاخر و جاهد فى سبيل اللّه لا يستون عند اللّه » عباس سه بار گفت : ما راضى شديم .
339 - همين مضمون با سند ديگرى در تفسير عتيق آمده است .
53 و نيز در اين سوره نازل شده است : ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
آنگاه آرامش خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان فرود آورد .
( سوره توبه آيه 26 ) 340 - عن الضحاك بن مزاحم في قول اللّه تعالى : ( ثمّ أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين ) الآية ، قال : نزلت في الذين ثبتوا مع رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم يوم حنين ، عليّ و العبّاس و أبو سفيان بن الحارث بن عبد المطلب في نفر من بني هاشم .
ضحاك بن مزاحم دربارهء سخن خداوند : « ثمّ انزل اللّه سكينته على رسوله و على