ابا حسن تفديك نفسى و مهجتى * و كل بطىء فى الهدى و مسارع
ا يذهب مدحى و المحبر ضائعا * و ما المدح فى جنب الاله بضائع
و انت الذى اعطيت اذ كنت راكعا * زكاتا فدتك النفس يا خير راكع
فانزل فيك اللّه خير ولاية * فبيّنها فى نيّرات الشرايع
يعنى : اى ابو الحسن ! جان و دل من و هر كسى كه در هدايت ، كند يا تند است فداى تو باد ! ايا مدح من و سخن آراسته تباه مىگردد ؟ در حالى كه مدح براى خدا تباه نخواهد شد . و تو كسى هستى كه در حالى كه در ركوع بودى زكات دادى ، جانم فدايت اى بهترين ركوع كنندگان . پس خدا دربارهء تو بهترين نوع ولايت را نازل كرد و آن را در درخشندگىهاى شرايع بيان نمود .
238 - در اين باره نيز چنين سروده شده است :
اوفى الصلاة مع الزكاة فقامها * و اللّه يرحم عبده الصبارا
من ذا بخاتم تصدق راكعا * و اسرّه فى نفسه اسرارا
من كان بات على فراش محمد * و محمد يسرى و ينحو الغارا
من كان جبريل يقوم بيمينه * فيها و ميكال يقوم يسارا
من كان فى القران سمّى مؤمنا * فى تسع آيات جعلن كبارا « 1 »
يعنى : نماز را همراه با زكات انجام داد پس آن را به پا داشت و خدا بندهء شكيباى خود را رحم مىكند . كيست كه در حال ركوع انگشتر خود را صدقه داد و آن را در نفس خود پنهان نمود ؟ كيست كه در بستر محمد خوابيد و محمد شبانه سير مىكرد و به جانب غار مىرفت ؟ كيست كه جبرئيل در طرف راست او و ميكائيل در طرف چپ او قرار گرفت ؟ كيست كه قران در نه آيه كه بزرگ قرار داده شدهاند ، او را مؤمن ناميد ؟
هامش
( 1 ) دربارهء جريان خاتم بخشى امير المؤمنين شاعران بسيارى شعر سرودهاند كه از جمله آنها از خزيمة بن ثابت و حميرى و دعبل مىتوان نام برد ، رجوع شود به پاورقىهاى متن عربى اين كتاب ( ج 1 ص 245 )