داشته كه با حروف عربى برابرى مىكرده است . « 1 »
به پرسش سابق ، اين مطلب هم اضافه مىشود كه هم در كتابت نبطى و هم در كتابت عربى ، چندين حرف صامت با يك علامت نوشته مىشده به ويژه اگر توجه كنيم كه در اين نقوش ، كوچكترين اشارهاى براى تشخيص علامتهاى مشترك ديده نمىشود . حال كتابت عربى ، حتى پس از رسم عثمانى نيز تا مدتى همين گونه بود و به نظر مىرسد كه اين موضوع ، به موضوع ديگرى نيز مربوط مىشود و آن اتصال حروف بعضى از كلمات است . در نقوش نبطى قديم ، حروف به طور مستقل و جدا از هم بوده ، ولى در قرن اوّل ميلادى ، حروف به همديگر مربوط و متصل مىشوند ، به گونهاى كه اين اتصال ، شامل بيشتر كلماتى مىشود كه از دو حرف تشكيل شدهاند ، و نيز شامل آن دسته از كلمات سه حرفى يا چند حرفى مىشود كه بيشتر متداول هستند و اين اتصال و ربط ، در دو قرن دوم و سوم ميلادى رشد مىكند به طورى كه در قرن چهارم ميلادى مىبينيم كه تقريبا همهء حروف كلمه را در بر مىگيرد و هر كلمهاى با حروف خود وحدت مستقلى مىيابد . اما بعضى از حروف از اين اتصال پيروى نكرده و به ما بعد خود متصل نشدهاند و كتابت عربى نيز اين خاصيت را در اين حروف به ارث برد . اين حروف عبارتند از : « الف ، واو ، دال ، ذال ، راء و زاء . » « 2 »
اين موضوع ، دو نتيجه در پى داشت : « 3 » 1 . بعضى از حروف ، وقتى در آخر كلمه قرار مىگيرند ، شكلى دارند كه با شكل آن در جاى ديگر كلمه متفاوت است .
2 . بعضى از حروف شكلهاى خطى ويژهء خود را از دست دادند و با حروف ديگر مشتبه شدند ، به طورى كه تشخيص ميان آنها دشوار شد و براى اجتناب از اين خلط ، جز در زمانهاى بعدى كارى صورت نگرفت .
گويا اشتراك چند حرف در يك علامت كه كتابت عربى آن را از كتابت نبطى ارث
هامش
( 1 ) خليل يحيى نامى ، ص 87 .
( 2 ) خليل يحيى نامى ، ص 85 - 86 .
( 3 ) . 25 .Beeston , p