اين پرسشها ، پاسخ قطعى داد ، ولى در يك شعر از يك شاعر كندى ، از دومة الجندل ، از قبيلهء بشر بن عبد الملك اشارهاى وجود دارد . او در اين شعر ، به خاطر نقشى كه بشر در تعليم كتابت به قريش دارد ، به آنها منت مىگذارد و پس از چند بيت در پايان مىگويد : « 1 »
و اغنيتموا عن مسند الحىّ حمير * و ما زبرت فى الصحف اقيال حميرا
( شما از خط « مسند » كه قبيلهء حمير داشت و از آنچه كه حاكمان حمير ، در صحيفهها نوشته بودند بى نياز شديد ) .
گويا اين شعر اشاره دارد ، بر اينكه قريش پيش از آن ، خط « مسند » را به كار مىگرفتند و البته اين تنها يك ادعاست و ما اكنون دليلى بر ردّ يا قبول آن نداريم .
از آنچه كه گفته شد ، نبايد چنين نتيجه گرفت كه كتابت عربى ، نزديكيهاى ظهور اسلام اختراع شده است زيرا كه اين روايات تنها تاريخ انتقال كتابت به مكه را بيان مىكنند و سنگ نوشتههاى عرب جاهلى نشان مىدهد كه كتابت عربى از آغاز قرن چهارم ميلادى به بعد ويژگيهاى خاص خود را آغاز كرده است ( تاريخ نقش نماره سال 328 ميلادى است ) و نيز كتابت عربى را با ويژگيهاى آن در نقش « زبد » ( 512 ميلادى ) مىيابيم و از همين جاست كه بسيارى از پژوهشگران ، ترجيح مىدهند كه خط عربى ، ميان تاريخ نقش « نماره » و تاريخ نقش « زبد » پيدا شده و رشد يافته است « 2 » و تاريخ نقش « زبد » ما را به دورهاى مىبرد كه احتمال دارد سه مرد طايى ( مرامر و دوستانش ) در آن زمان و يا نزديك به آن زندگى مىكردهاند ، « 3 » و مصادر عربى ، گمان كردهاند ، آنها بودند كه كتابت عربى را وضع كردند . به نظر مىرسد كه اين اشخاص نقش مهمى در تطور كتابت عربى و گسترش آن در عراق داشتند ، تا جايى كه روايات ، آنها را واضع كتابت معرفى كردهاند و نقش « حران » ( 568 ميلادى ) كتابت عربى كاملى را با تمام ويژگيهاى آن به ما ارائه مىدهد .
بنابراين ، كتابت عربى ، از زمان نقش « نماره » ( 328 ميلادى ) به بعد ، استعمال مىشد و در طى چند قرن ، پيش از انتقال آن به مكه و حجاز ( اندكى پيش از اسلام ، اگر روايات مصادر
هامش
( 1 ) سيوطى ، المزهر ، ج 2 ، ص 347 .
( 2 ) طه باقر ، ص 59 ، اسرائيل و لفنسون ، ص 201 .
( 3 ) . 8 .Abbott , p3