بغداد كه كاملا در اختيار تركان باقى ماند مگر براى مدت محدودى در سده يازدهم / هفدهم كه بدست ايران افتاد ، كاملا نقشبرآب شده بود . سلطان سليمان نتوانست به هدف خود كه همانا رهايى از خطر ايران در عقبه سپاه خويش بود ، نائل آيد . ناكامى و شكست او زمانى عظيمتر و بيشتر شد كه طهماسپ از بحرانى كه حملات عثمانيان براى او فراهم آورده بود ، سربلند از آب درآمد . ترديدى نبود كه سختى آبوهوا و خطوط ممتد ارتباطى كه عملا مشكلات لجستيكى براى سپاه عثمانى توليد مىكرد . در شكست تركان تأثيرى قاطع داشت . مشكل ايرانيان موقتا رفع شد ولى حل نشد .
سپاهيان صفوى در عرض پانزده سال چندين نقطه مستحكم در مرزهاى عثمانى پديد آوردند بدون اينكه ارتباط ممتد و درخور توجهى با عثمانيان برقرار كنند . اين روابط هرگز تيرهوتار نشد تا اينكه القاص ميرزا « 1 » برادر طهماسپ كه زمانى در استوارى در مقابل ازبكان از چهرههاى برجسته بود و حكومت شروان را داشت ، عليه شاه شوريد و در باب عالى
( porte )
پناه گرفت . در اين مرحله نيز انعقاد پيمان صلح با اطريش ، دست سلطان را در درگيرى با ايران باز گذاشت . براين اساس تحريك شاهزاده ايرانى بهانه خوبى شد در نزد سلطان ، مخصوصا كه در اين ايام پناهندهء ديگرى ، فرزند آخرين شروانشاه ، راه را بيشتر هموار كرد . سلطان در سال 955 / 1548 به ايران هجوم آورد . بار ديگر لشكركشى دو سال به طول انجاميد و بار ديگر عثمانيان از اين هجوم طرفى نبستند . تبريز تصرف شد ولى اين تصرف چند روز بيشتر دوام نداشت . القاص ميرزا با رخصت سلطان به اصفهان و ساير شهرهاى ايران حمله آورد كه در اين حمله نه از سپاهيان ترك ، بلكه از سپاه چريك بهره گرفت . ولى سرانجام بدست برادرش افتاد و در قلعه محبوس شد و چندى بعد به قتل رسيد . هنگاميكه سليمان زمستان را در حلب مىگذراند ، طهماسپ مناطق عظيمى از شرق آناتولى را با خاك يكسان كرد . او از آن پس به اهداف خود رسيد : با اينكه تركان نيرويى را به گرجستان روانه كردند ولى خطر مقابله با شاه را به جان نخريدند و در اواخر پائيز 956 / 1549 عقبنشينى كردند .
تصرف مكرر پايتخت شاه از سوى تركان ، او را به فكر تغيير جاى تختگاه خود انداخت . از اينرو در سال 955 / 1548 تختگاه خود را به قزوين منتقل كرد « 2 » . قزوين حدود نيمقرن پايتخت
هامش
( 1 ) - اين اسم به صورتهاى گوناگون القاصّ ، القاسب ، القاس ، و ايلقاس آمده است ( در مورد آخرى نگاه كنيد به رهربرن ،Provinzen und zentralgewalt، فهرست ) .
( 2 ) - اين تاريخ را لكهارت درPersian Cities( لندن ، 1960 م . ) ارائه داده است . مشكل ردگيرى ثبت اين نقل و انتقال در