جسته و گريخته و پراكندهاى است كه محصول ذهن شاعر دربارهء مناسبتها و روابط فرّار و گذرا است .
بنابراين اشعار سبك هندى از يك طرف عمق و صميميت كمترى دارد ، و از طرف ديگر هوشمندانه و موشكافانه است . منتقدان اين دوره كيفيت موشكافانه آنرا مغفول ننهادهاند . آنها بدان با عنوان وقوعى اشاره كردهاند كه حاكى از حضور زنده ، بيان واقعى و طبيعى موقعيتهائى است كه در جريان تجارب عاشق رخ مىدهد . بيت زير از نظيرى حاكى از اين نكته است :
به مهربانى او اعتماد نتوان كرد * كه تازه عاشقم و خاطرش به من صاف است « 1 »
و يا ابيات زير از شرف جهان :
چنان گويد جواب من كز آن گردد رقيب آگه * به مجلس گر من بيدل ازو حرفى نهان پرسم « 2 »
و يا :
نهان از او به رخش داشتم تماشايى * نظر به جانب من كرد و شرمسار شدم
امّا گواينكه در اين سبك اينجا و آنجا با غزلهاى باشكوه و ابيات زيبا مواجه هستيم ولى اينها از تأثير عمومى آن نمىكاهد . شعر سبك هندى به لحاظ تأكيد بر محتوا و معناى سنجيده در ترجمه بهتر از شعر سبك عراقى و خراسانى درك مىشود « 3 » ، چون قواعد و اصول آن قابل فهم و درك است . در ترجمه ، زبان و خصوصيات صورى آنكه به تازگى و بداعت انديشه هماهنگى ندارد از بين مىرود و تا حدودى ناسازگار باقى مىماند .
علت افول
گسترش شعر تغزلى ايران از همان آغاز قابل درك و فهم و روشن است . اين شعر با شروعى منسجم و محكم و نشاطانگيز ( با شخصيتى نسبتا راضى و خشنود بهنام عاشق ) در شعرى احساسى و عاطفى با طرز بيان عالى متبلور شد و سرانجام در غزليات بغرنج مقطع پسين سبك هندى فرو رفت و بهتدريج توان عاطفى و شكوه زبانى خود را فرو گذاشت . در نهايت به گونه معما درآمد و در پرده از معانى پوشيده و صور خيال پروپيمان درغلتيد . چنين جريانى در تحول و توسعه هنر و ادبيات غيرمتعارف نبود . انواع نظريهها كه عمدتا ماهيت سياسى داشتند ، براى تعليل افول
هامش
( 1 ) - نظيرى ، ديوان ، ص 50 ( شماره 79 ) .
( 2 ) - منقول در شبلى نعمانى ، جلد 3 ، ص 18 به نقل از آزاد بلگرامى ، كه معتقد است شرف جهان ( متوفى 962 / 1555 ) وزير طهماسپ اول از وقوعى شناخت داشته و بارها آنرا به كار گرفته است .
( 3 ) - رجوع كنيد به :LHPجلد 4 ، ص 164 .