زندگى ، يك تجربه عمومى و يا يك مشاهده و آزمون است . به ابيات زير از كليم توجه كنيم :
ترك آسايش اگر لذت ندارد پس چرا * گل به آن نازكتنى از خار بستر مىكند « 1 »
و نيز :
اخگر از عاقبت كار جهان باخبرست * تن خاكستريش بين پس از اطلسپوشى « 2 »
و نيز :
روشندلان ندارند دلبستگى به فرزند * بر شعله سهل باشد مهجورى شراره « 3 »
در اين ابيات اغلب در يك مصراع صحبت از يك تجربه عمومى و يا معنى كامل مىشود و ارسال مثل در مصراع ديگر ، تا آنجا كه بيت به لحاظ معنى كامل مىگردد ، مثل بيت زير از صائب :
آدمى پير چو شد حرص جوان مىگردد * خواب در وقت سحرگاه گران مىگردد « 4 »
اين فن اغلب مركب از ارسال مثل و يا نكته است كه به تعبير شاعر نظيره غيرقابل انكار است مثل بيت زير از كليم :
سفله از قرب بزرگان نكند كسب شرف * رشته پرقيمت از آميزش گوهر نشود « 5 »
و يا :
گر به قسمت قانعى بيشوكم دنيا يكيست * تشنه چون يك جرعه خواهد كوزه و دريا يكيست « 6 »
نوعى از اين شگرد به گفتار شاعر حسن تعليل مىبخشد ، شگردى كه بارها در شعر اين دوره تكرارشده مثل بيت زير :
ستم ظاهر او لطف نهانى دارد * صيد را مىكشد آن شوخ كه لاغر نشود « 7 »
شاعر در نوع ديگر به گفتار شاعرانه خود بسان يك واقعيت شناخته شده ، استحكام مىبخشد ، مثل بيت زير از صائب :
به دوست نامه نوشتن شعار بيگانه است * به شمع نامه پروانه بال پروانه است « 8 »
يك مورد ديگر رسيدن به سطحى تازه از مبالغه شاعرانه است مثل بيت زير از فغانى :
در خواب عاشق آمدى و پاى نازكت * چندان بديده سود كه رنگ حنا گرفت « 9 »
هامش
( 1 ) - كليم ، ديوان ، ص 231 .
( 2 ) - همان ، ص 320 . اطلسى اشاره به رنگ آتشين جرقه دارد .
( 3 ) - همان ، ص 307 .
( 4 ) - صائب ، گزيده اشعار ، چاپ مؤتمن ، ص 77 .
( 5 ) - كليم ، ديوان ، ص 117 ( شماره 77 ) .
( 6 ) - همان ، ص 192 ( شماره 259 ) .
( 7 ) - همان .
( 8 ) - صائب ، ديوان ، ص 242 .
( 9 ) - فغانى ، ديوان ، ص 126 . در اينجا ايهام سنجيدهاى نهفته است . رنگ حنا يا رنگ پوست پاى او را نشان مىدهد و يا از چشمان عاشق اشكهاى خونبار فرو مىبارد .