در سال 1014 / 6 - 1605 به پايان برد و به جهانگير تقديم كرد و عنوان فرهنگ را نيز از نام او گرفت .
پيش از تأليف فرهنگ جهانگيرى ، محمد قاسم سرورى در ايران فرهنگ فارسى خود را در سال 1008 / 1600 - 1599 به پايان برد و به شاه عباس تقديم كرد . از فرهنگنامههاى ديگر كه در هند تأليف يافت يكى هم فرهنگ رشيدى تأليف عبد الرشيد حسينى ، معاصر اورنگ زيب بود .
اين اثر يكى از ارجمندترين آثار لغتنامه فارسى است كه در سال 1064 / 4 - 1653 خاتمه يافت . يكى ديگر از اين نوع فرهنگها غياث اللغات محمد غياث الدين تكميل به سال 1242 / 7 - 1826 است . علاوه بر اينها در هند فرهنگهاى ديگرى هم تأليف يافت كه مؤيد الفضلا تأليف محمد لاد دهلوى ، بهار عجم و چراغ هدايت ازجمله آنها بودند . با اينكه توصيف جملگى آنها در اينجا ضرورتى ندارد ، ولى يكى از آنها يعنى برهان قاطع بايد مختصرا معرفى گردد . محمد حسين بن خلف تبريزى با تخلص « برهان » اين كتاب را در سال 1062 / 2 - 1651 در هند تأليف كرد .
از آنجا كه اين فرهنگ حاوى واژگان زياد و كاملتر از ساير فرهنگهاست ، ازاينرو بارها چاپ و منتشر شده است .
يكى از ايرادات اصلى اين فرهنگنامهها اينست كه در آنها لغتها و واژگان با يك نظم و روال دقيق علمى تنظيم نشده ، ازاينرو به كار تحقيقات كمتر مىآيند و ارزش علمى ندارند . و گاهى نيز اتفاق افتاده كه به سبب غلطخوانى لغات عربى ، تركى و فارسى ، كلمات جديد به اشتباه وارد شده است .
مطلب ديگر آنكه در دوره امپراتور اكبر دستهاى از پارسيان هند به مقصودهاى خاصى چند كتاب بهنام دساتير ، شارستان و آئين هوشنگ جعل كردند و در آنها لغتهاى برساختهء بسيار بهعنوان لغتهاى ناب فارسى و مطلبهاى برساخته درباره تاريخ ايران باستان وارد نمودند . اين كتاب مجعول واژههايى بىبنياد پديد آورد مانند پرخيده ، اپرخيده ، فرنودسار ، سفرنگ ، سمراد و جزء آنها . ازاينرو اين لغتها بهعنوان لغتهاى خالص فارسى در فرهنگها راه جست و در دوران قاجارى و حتى بعد از آن محل استفاده كسانى قرار گرفت كه به گمان خود خواستند پارسى ناب بنويسند . مطلبهاى برساخته تاريخى هم از كتابهاى يادشده در اثرهاى دوره قاجارى كه درباره ايران قديم نوشتهاند ، راه جست .
در دوران صفويه تعدادى كتب علمى و مذهبى هم نوشته شد كه بعضى از آنها را در اينجا ذكر و با تفاسير قرآن شروع مىكنيم . على بن حسين زوارهاى از متكلمان و مفسران معروف شيعى دوره شاه طهماسپ در سال 946 / 40 - 1539 ترجمة الخواص را به پايان برد كه به تفسير زوارى
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: دانشگاه كمبريج
ص٥٤٨