2 - منسوجات
در پارچههاى گوناگون بهرهگيرى پردامنهاى از محصولات نقاشى نگارگرى بوقوع پيوست . از پارچه نهفقط در جامهها و دستارها ، بلكه در پشتىها ، قاليچهها ، پردهها و چادرها و سايبانهائى كه اغلب گلدوزىشده و باشكوه بودند ، استفاده مىكردند . جامهها از جامههاى بسيار ساده گرفته تا رداهاى باشكوه و پرزرقوبرق تشريفاتى را شامل مىشد و ميهمانان براى خوشامدگويى و خودشيرينى به دربارها پيشكش مىكردند و يا اينكه به گونه نوعى تزيين مىبخشيدند . از مخملها و پارچههاى زربفت براى روكش قاليچهها و يا روكش تابوتهاى سنگى استفاده مىكردند . در يكى از منابع كه متأسفانه جلوتر از پايان سده هفدهم نيست ، مهمترين منسوجات بيوتات سلطنتى اصفهان به قرار زير فهرستبندى شده است :
« شالبافخانه از اتاقهاى نساجى متعددى تشكيل مىشود كه در آنها پارچههاى ابريشمين و همچنين زرى درست مىكنند . ملك التجار سمت سرپرستى شالبافخانه را دارد و او نقشها را انتخاب مىكند و بر آماده ساختن مواد خام و نگاهدارى متاع ساخته شده نظارت دارد و كارهاى اين قسمت را اداره مىكند . از اين گذشته ، بيوتات ديگرى نيز كه به تهيه لباس افراد و خدمه دربار اشتغال دارند تحت نظر ملك التجار قرار دارند . » ملك التجار بر شالبافان سلطنتى ، رنگرزان ، خياطان ، طلادوزان نظارت داشت و ضمنا تاجر و ناظر تجارت شاه بود « 1 » .
پارچههاى تيمورى
در اينجا باز براى شناخت پارچههاى عصر تيمورى ، همچون قاليهاى آن نيازمند رجوع به نگارههاى اين دوره هستيم چون نمونهاى از پارچهاى كه بتوان آن را از آن دوره تيمورى دانست ، باقى نمانده است . جامهها داراى نقوش ريزى بودند و با نقشمايههاى تزيينى زرينى در رديفهاى خاص ، آذين بسته بودند ، اين نقشمايهها شامل گروهى از نقاط ، گلسرخهاى ريز ، ستارگان ، شكوفهها ، قنديلها و مرغابيها مىشد . گاهى هم قسمت شانه جامه با ترنجى آذين مىبست .
آذينبندى مشابهى كه بر روى ابريشمى با گلدوزى زرين اجرا شده ، درهمان جامه اصل در موزه فرهنگهاى شرقى مسكو محفوظ است « 2 » . اكرمن آن را به سده شانزدهم نسبت داده ولى تصاوير آن به نگارههاى عصر تيمورى شبيه است . گاهى هم اجراى رداها مشتمل بر حاشيهاى در سطح زانو و
هامش
( 1 ) - كمپفر ، صص 66 ، 120 .
( 2 ) -SPA، لوحه 1017 .