« لهستانى » و « پرتقالى » قرار مىگيرند و با همان اصل طرحافكنى شدهاند جز اينكه صحنه در درون مارپيچها جايگير شده است « 1 » .
قاليهاى ابريشمى سده شانزدهم و قاليهاى پردهنما
تحولاتى را كه در قاليبافى بين سده شانزدهم و هفدهم رخداده مىتوان مخصوصا در مورد قاليهاى ابريشمى پيگيرى كرد . قديميترين و گوياترين نمونه قالى طرح شكارگاه وينه است ( عكس 13 ) . اين قالى اوج قاليچههايى را كه بر پايه نگارهها طرحافكنى شده و در زمان سلطنت شاه طهماسپ رواجداشته ، فرا مىنمايد . بخش عظيمى از جزئيات آن با نخ طلا و نقره كار شده است . اندازه آنكه 23 / 3 * 93 / 6 متر است با اندازه قاليهاى پشمى بزرگ همساز است . در مجموعه بارون موريس دوروچيلد قالى ابريشمى كوچكى با همان كيفيت موجود است كه امروزه متعلق به موزههاى هنرهاى زيباى بستن است . گمان مىرود كه خاستگاه آن تبريز و يا كاشان باشد ، چون اين دو شهر مشهور به قاليهاى ابريشمى بودند . گروهى از قاليهاى كوچك ابريشمين كه حدود سيزده تخته است ( عكس
a
15 ) با اين دو قالى ارتباط دارند و ك . اردمان آنها را « قاليهاى كوچك ابريشمين كاشان ناميده است « 2 » . » اكثر آنها داراى طرح ترنج است كه در داخل آنها مخصوصا قالى متعلق به مجموعه گلبنكيان ، پيكرههاى حيوانى و حيوانات درحال شكار مشاهده مىشود . جز اين نمونه ، چنين پيكرههايى در هيچيك از قاليهاى اين گروه ظاهر نشده و درواقع تصوير چهار قالى با نقشه فرازين و غيرمتقارن يكدست و ساده است . در اين قاليچهها از بازنمائيهاى انسانى و پريان خبرى نيست .
از طرف ديگر ، اين نقشمايهها همراه با صحنههايى از گرفتوگير حيوانات بر روى قاليهاى ابريشمى مشابهى كه جز دو تخته از آنها ، داراى قطع مشابه هستند ، ظاهر شده است . قاليهاى پردهنماى فرانمودى با قاليهاى گروه « سانگوشكو » ارتباط تنگاتنگ دارند و تحول سبكشناختى مشابهى را نشان مىدهند . يك نوآورى روشن در مقابل قاليهاى ابريشمى ، بهرهگيرى از زربفت براى اجراى جزئيات و كل ترنجهاست . قالى طرح شكارگاه مونيخ « 3 » كه متأسفانه بطور كامل حفظ نشده به جهت اندازه ، علو و زيبائى طرح و صحنههاى شكار كه آن را با قالى طرح شكارگاه وينه
هامش
( 1 ) -TF . LV , Abb . 73 , Orientalische Teppiche؛ نمونه ديگر در نگارخانه هنرى والترز در بالتيمور بهشماره 5 / 81 .
( 2 ) - اردمان ،Siebenundert Jaher، ص 143 .
( 3 ) - زاره و ترنكوالد ، جلد 2 ، لوحه 47 .