كه در اين زمينه پيش كشيده مىشد از منظر كلام و حتى كلام معتزلى بود كه در ميان مصدوقات صريح بدعت اسماعيل جاى داشت . دستكم ، اين چيزى است كه ما با پذيرش گفتههاى سانودو در سفرنامهاش بدان مىرسيم ، درجايىكه او در قطعهاى خاص مىگويد :
اسماعيل يك روحانى ترك را گرفت و از او پرسيد كه خدا كجاست ؟ و او پاسخ داد كه خدا در آسمانهاست . اسماعيل دستور داد او را دوشقه كنند . سپس از يك فرد ديگر يعنى يك نفر روحانى مسيحى از اهالى ارمنستان پرسيد كه خدا كجاست ؟ و او پاسخ داد كه خدا در آسمانها و زمين است و اشاره به دو كرد كه به حرفهاى او گوش مىداد . اسماعيل گفت : « بگذاريد برود . چون اين مرد مىداند خدا كجاست . » « 1 »
اسماعيل را در منابع غربى صوفى
( Soffi , Sufi , Sophi , Sofi )
ناميدهاند و به جانشينان او نيز اين نام را اطلاق كردهاند . گاهى صوفى با صفوى تداخل پيدا كرده ، چنان كه پىيترو دلاواله در صحبت از بقاع اردبيل نام صوفى ( اسماعيل ) را به صفى [ الدين ] « 2 » اشتباه كرده و اين مىرساند كه چرا « لقب » سلسله صفوى در شكل ديگرى ارائه نشده است . درواقع در نظر اروپائيان صوفيان با طريقت صفوى ارتباط دارند « 3 » . اين مطلب در زمانى هم كه ريشه درست و تبيين صحيح كلمه صوفى در متونى نظير متن روتا
( Rota )
و يا دونخوان ايرانى « 4 » آمده و ارتباط آن را با اصطلاح
" Sophist "
رد كردهاند و يا در اشاره يكى از سياحان انگليسى مبنىبراينكه شاه ايران از اينكه در غرب او را « سائل اعظم » مىنامند ، دلگير است ، مصداق دارد « 5 » . بهرحال از آنجا كه متون اروپائى كه كلمه صوفى را ذكر كردهاند مفهوم عرفانى آن را مدنظر نداشتهاند ، لذا تفسير اروپائى از اين اصطلاح حتى اگر فرض اشتباه هم در نظر گرفته شود ، كاملا با مفهوم واقعى ايرانى آن مطابق و
هامش
( 1 ) - سانودو ،Diarii، جلد 4 ، ستونهاى 2 - 191 .
( 2 ) - دلاواله ، جلد 1 ، بخش 1 ، صص 8 - 407 ( چاپ گاتاو لكهارت ، ص 384 ) .
( 3 ) - مثلا نگاه كنيد به : ت . بولگارلى ،Gli avvisia a Stampa in Roma nel cinquecento( رم ، 1967 م . ) ص 139 ( نسخه نامهاى از انديرنوپولى مكتوب فرانچسكو بايول به رم ، 1538 ) :" . . . di questa sitta . . . pu un - grande abbate detto Saich caoder. و نيز نگاه كنيد به :Dell origine , vita et facti d arme dei Gran Sofi al Doge di Venezia , par un maestro Giovanni Rota , net 1505 di marzoنسخه خطى كتابخانه ملى نايل ، نسخه شمارهXF 50، برگ 702 صوفيان به دليل رنگ سرخ كلاهشان قزلباش ناميده مىشوند و نيز به دليل اعتقاداتشان به اثنى عشرى شهرت دارند .Dell origine , loc , cit . . .، « مذهب صوفيان را لباس پشمينه آنها كه نهايت بىاعتنايى و فقرشان است رنگ زده است . »
( 4 ) - دونخوان « ترجمه لسترنج » ، ص 50 .
( 5 ) - جفرى داكت ، درهاكلويت ،Principal Navigations، جلد 2 ، ص 126 .