عمق دارد . و چنين قنوات عميقى را من خود به چشم ديدهام . اندازهگيرى مجارى مزبور ساده است چون در فواصل ده فاتومى ( 18 مترى ) ، بادكشهايى را كه به قطر چاههاى ماست ، تعبيه كردهاند . . . و بعضى از اين مجارى نه پا عمق و سه پا پهنا دارد . « 1 » . »
و مىافزايد كه يك زمانى در خراسان چهلودو هزار حلقه قنات موجود بوده است « 2 » .
« اما توزيع آبانبار چشمهها برحسب احتياج هفتگى يا ماهانه است . و بدين صورت است كه : يك تاس گرد مسين بسيار نازك را كه در مركز قاعده آن سوراخ كوچكى احداث شده و از آنجا آب بتدريج داخل مىشود ، به روى چشمه آبيكه به مزرعه هدايت مىشود ، قرار مىدهند و هنگامىكه پيمانه پرشده و تاس فرو مىرود يعنى به ميزان لازم رسيده است . و از نو همين عمل را تجديد مىكنند ، تا آب مقرر به مزرعه برود . معمولا دو يا سه ساعت مىكشد كه اين تاس فرو رود .
از اين اختراع براى سنجيدن زمان نيز در مشرق زمين استفاده مىكنند . چنان كه در بيشتر نواحى هندوستان بويژه در قلعهها و در منازل بزرگان كه محافظانى در آن كشيك مىدهند ، اين يگانه ساعت ديوارى موجود در دست مردم است « 3 » . »
به دستور شاه عباس اول قناتى بهطور سى ميل ( 48 كيلومتر ) با شترگلوهايى در فواصل ، ساخته شد و بعدها به دستور شاه سلطان حسين مرمت گشت « 4 » .
در قلمرو كشت و درو نيز دستاوردهاى بسيار و ابتكار و خلاقيتى چشمگير صورت گرفته بود .
ازاينرو آنها « شخم را بوسيله گاوآهن كه با گاوهاى لاغرى كشيده مىشود ( چون گاوهاى ايران به اندازه گاوهاى ما رشدونمو ندارند ) انجام مىدهند ، خيش را به شاخ گاو نمىبندند ؛ بلكه با قوسى و تسمهاى به سينهاش مىبندند « 5 » . » نيدم
( Needham )
بعدها در مورد بكارگيرى تسمه سينه كه چينيان هم از آن استفاده مىكردند ، خاطرنشان ساخت كه بهترين و عاليترين وسيله براى اين كار است « 6 » . ايرانيان گندم را در انبار غلات با خرمنكوب نمىكوبند . بلكه در مزارع آن را از خوشه جدا مىسازند . بدين طريق سنبلها را كپهكپه رويهم گرد مىآورند . آنگاه قسمتى از آن را با شانهء
هامش
( 1 ) - شاردن ، جلد 4 ، صص 7 - 96 . ( ترجمه انگليسى از للويد ، جلد 2 ، صص 3 - 262 ) .
( 2 ) - در مورد شرحى جديد از نظام آبرسانى قنات نگاه كنيد به : آ . اسميت .Blind White Fish in Persia، ( لندن 1953 م . ) اكثر صفحات .
( 3 ) - شاردن ، جلد 4 ، صص 9 - 98 ( ترجمه للويد ، جلد 2 ، صص 5 - 264 ) .
( 4 ) - لكهارت ، سقوط ، ضميمه 3 .
( 5 ) - شاردن ، جلد 4 ، ص 101 ( ترجمه للويد ، جلد 2 ، ص 266 ) .
( 6 ) - نيدم ، علم و جامعه در چين باستان ( سخنرانى يادبودى كانوى ، لندن ، 1947 م . ) ، صص 17 - 16 .