خود او آنرا خريدارى مىكرد ، ازاينرو همه ابريشم گردآورىشده و وارد خزاين او مىگشت و خود او مباشرانش را با پول نقد به مناطق توليد ابريشم گسيل مىداشت تا ابريشم را با همكارى مردم جمعآورى كنند . . . و ابريشم با نرخى كه صاحبان آنها عرضه مىكردند ، خريدارى مىشد و با همكارى انگليسىها و هلنديها هر بار ابريشم را ده تومان از ارمنيان جلفا مىخريد و از طريق حلب صادرمىگشت و بخشى را به حساب خود به مصرف مىرساند و بقيه را در خزاين ذخيره مىكرد . « 1 » » درحاليكه شاه صفى « بدون هيچنوع محدوديتى امتياز خريد ابريشم را در ايران به افراد واگذار مىكرد . » و هنگاميكه از عهده قراردادهاى خود با تجار انگليسى برنيامد ، اين كار خود را به چارلز اول توجيه كرد و ادعا نمود كه « در زمان جد او شاه عباس تجارت ابريشم در قرق دربار بود و كسى غير از او نمىتوانست خريدارى كند . . . ولى در زمان خود او اين قرق شكسته شد و افراد متوسط مملكت هم مىتوانند از منافع آن استفاده كنند : و آنهايى كه صاحب ابريشم هستند به هر كسى كه دلشان خواست مىتوانند محصول خود را بفروشند . « 2 » »
تجار راجعبه علل تغيير رويه و مسئوليت برخاسته از آن اطلاع كافى داشتند : « ارمنيان جلفا و ساير تجار گيلان و شروان كه در تجارت با حلب رشوههاى كلانى از اربابان ، اشراف و وزرا دريافت مىكنند ، شاه را از انحصار ابريشم باز داشتند . « 3 » » ارمنيان مخصوصا در امر ورود و صدور ابريشم و پارچه سلطه خود را بر بازرگانى ايران استوار ساختند و با برپائى مغازههايى در بازارها و شبكهاى از ارتباطات مملكتى ، علائق خود را در تجارت داخلى گسترش دادند . اقدامات تجار انگليسى و هلندى در مقابل اين انحصار كارآئى نداشت . آنها نتوانستند تجارت ابريشم و پارچه را از دست ارمنيان بدرآوردند ، امّا بهرحال « حملونقل ابريشم را به بندرعباس در اختيار گرفتند و براى اين كار به شاه خاطرنشان كردند كه اين كار در گذشته منافع و سودهاى كلان براى شاه داشت و مىتواند دگرباره تجارت و بازرگانى هرمز را احيا و تجديد كند كه در ايام گذشته از شهرتى بسزا در جهان برخوردار بود . « 4 » » با تصميم شاه صفى ديگر اميد اينكه بخش اعظم تجارت ابريشم و پارچه از طريق راههاى دريايى كه ارمنيان با آن مخالف بودند و تجار اروپائى هم با آنها به توافق رسيده بودند ، صادر شود ، وجود نداشت .
پس از مرگ شاه عباس ، برخوردهاى چندى با ممالك همسايه صورت گرفت و بهغيراز جنگ با تركان كه براثر آن بغداد در سال 1048 / 1638 از دست ايران رفت ، خصومتهاى
هامش
( 1 ) -V , I . O134 / 12 / 3 /Eاز گمبرون به كمپانى هند شرقى ، 11 مارس 1 - 1630 م .
( 2 ) -I . O .، 1379 / 13 / 3 /E، از اصفهان به كمپانى هند شرقى ، 26 سپتامبر 1631 م .
( 3 ) -I . O .1317 / 12 / 3 /E، از عامل اردوى سلطنتى به كمپانى هند شرقى ، 6 اكتبر 1630 م .
( 4 ) -I . O .1317 / 12 / 3 /E، از عامل اردوى سلطنتى به كمپانى هند شرقى ، 6 اكتبر 1630 م .