تهيه كرد و آنرا با نقلقولهايى از ايام قديم مزين ساخت . فراير در گزارش خود توصيف غيرمتملقانه زير را از شاه اسماعيل عرضه كرده است :
شاه كنونى ، شاه سليمان است ؛ او فرد خوشمحضرى است و هيچ نوع استعدادى جز گنده كردن خود و كاستن از دانش و افزودن بر جسم خويش ندارد . او بلندبالا و گوشتالود است طوريكه وقتى مىجنبد و يا مىخندد تمام عضلات شانه و پشتش مىلرزد . وى در آغاز سلطنت خود ، رفتار و كردار خوبى از خود نشان داد ولى البته به پاى قهرمانىهاى پيشينيان خود نمىرسيد .
( مثل نرون يا هر سفاك ديگر ) . ولى هنگامىكه متملقان و حاشيهنشينان او را محاصرهكرده و از وى بتى ساختند ، حكومت را رها ساخت و به ظلم و ستم ، ميگسارى ، پرخورى ، شهوترانى ، و زيادهستانى پرداخت و كارهايى انجام داد كه نهتنها ديدن آنها بلكه شنيدنش هم كراهت دارد ؛ بهتر آنست كه يك نفر نويسنده اخلاقگرا جشنهاى شهوترانى و يا اعمال و كردار او را در اين جشنها بررسى كند تا يك نويسنده معمولى چون من « 1 » .
فراير گزارش جذابى را درباره گرماى شديد بندرعباس ارائه مىدهد كه : « . . . ملوانان گرماى فوقالعاده اين بندر را با كلمات طنزآميز زير توصيف مىكنند كه بين گمبرون و جهنم فقط يك اينچ فاصله است « 2 » . »
تعدادى از كليسائيان در دو دهه پسين سده هفدهم وارد ايران شدند كه برخى از آنها فرانسوى بودند . پىيرسانسن ، روحانى دنياگراى فرانسوى در سال 1683 م . به ايران رسيد و تا سال 1692 م . در ايران باقى ماند . اندكى پس از ورود او به ايران موسيو فرانسوا پيكه ، اسقف بابل ( بغداد ) و اسقف پيشكار اصفهان ، در دربار ، به دو پيوست و چندى را در اينجا گذراند . او پس از مرگ اسقف بزرگ ، مدتهاى مديد درگير زدودن اثرات گوشهنشينى اسقف در همدان بود . از اينرو فرصت ديگرى بدست آورد تا جريان امور دربار را بيشتر ناظر باشد . او در اثر خود با عنوان
Voyage ou Relation de L'etat Present du Rooyaume de Perse
كه در سال 1691 م . در پاريس انتشار يافت ، در ميان چيزهاى ديگر مانع عظيمى را در مقابل پيشرفت امور تصوير مىكند كه خواجگان دربار با استفاده از بىعلاقگى سليمان به مملكتدارى ، ايجاد كرده بودند . صرفنظر از اين مسائل ، كتاب پىيرسانسن به چيزهايى عطف توجه كرده كه در اثر مرجع پىير رافائل دومان ديده نمىشود . با توجه به مطالب اين كتاب ، آگاهى و اطلاع سانسن از زبان فارسى چندان كامل نبوده است .
هامش
( 1 ) - فراير ، جلد 3 ، ص 51 .
( 2 ) - همان ، جلد 2 ، ص 165 .