ترك را وارد كردند و بلافاصله غلامى وارد شده و دو شمشير آخته به شاه داد . شاه با يكى از شمشيرها با يك حركت سر اسير ترك را از بدن جدا كرد . تكتاندر بيچاره به وحشت افتاد كه نفر بعدى اوست . ولى وحشت او موردى نداشت چون شاه سپس به طرف او برگشته و او را مورد تفقد قرار داد و شمشير ديگر را بهعنوان هديه به وى تقديم كرد . ديرى برنيامد كه تكتاندر و ساير اعضاى هيأت به پراگ برگشتند « 1 » .
با اينكه رابرت شرلى در آغاز گروگان شاه بود ، ولى چندى بعد به خدمت او درآمد و مشاور نظامىاش شد و نيز گفتهشده كه مقام ديپلمات هم پيدا كرد . در چندين جنگ عليه تركان جانانه جنگيد و در بازسازى سپاه به وسيله شاه ، كمابيش در خدمت او بود ، ولى ساموئل پرچس
( Samuel Purchas )
و ساير نويسندگان در مورد دستاوردهاى او بيشازاندازه اغراق كردهاند .
طالع با رابرت يار بوده كه توانسته اين مقدار به پيشرفت برسد چون تحصيل چنين موقعيتى با وجود ناكاميهاى برادر ارشدش آنتونى شرلى در مأموريتهاى خود ، بسيار دشوار بود .
رابرت در اوايل فوريه 1608 م . با ترهزا دختر يك نفر چركسى مسيحى بهنام اسماعيل خان كه گفته مىشد از بستگان يكى از همسران شاه است ، ازدواج كرد . رابرت اندكى پس از اين وصلت وظايف نظامى خود را رها كرد و از طرف شاه مأموريت يافت تا به اروپا رود و حكمرانان مسيحى را عليه تركان برانگيزد و ضمنا تجارت ابريشم را با اروپا كه شاه علاقهاى ويژه بدان داشت و ابريشم يكى از كالاهاى دربارى برشمرده مىشد ، سروسامانى بدهد .
امپراتور آلمان از رابرت و همسرش در پراگ استقبال كرد و او را در زمره شواليهها درآورد و لقب كنتى به دو تفويض كرد . رابرت از پراگ به رم رفت و در آنجا نيز به گرمى استقبال شد و به مقام پيشكارى و كنتى قصر لاترن نائل آمد « 2 » ؛ ولى همچون پراگ نتوانست در مأموريت خود توفيق چندانى حاصل نمايد . او به پاپ پل پنجم شديدا اصرار ورزيد تا قدرتهاى مسيحى را وادارد كه دست از دشمنى و رقابت با خود بردارند و در جنگ با تركان متحد ايران شوند . نامه شاه عباس به پاپ هم حاوى شرايط و مواد مشابهى بود ، ولى طبق يكى از منابع ونيزى شامل اين مطلب نمىشد كه رابرت به پاپ خاطرنشان ساخته باشد كه شاه عباس پس از سقوط تركان به دين مسيحى درخواهد آمد و اسلام را رها خواهد كرد . ظاهرا اين مطلب بايد از ساختههاى شرلى بوده باشد كه شاه هم از آن آگاهى داشته است . از طرف ديگر مطالب نادرست داكوستا ، تعابير نادرستى را در ذهن مردم بوجود آورده است و البته رفتار خود شاه هم به اين نوع عقيده رنگ و لعاب مىداده است « 3 » .
هامش
( 1 ) - كالكاش دزالونكمنى ، ص 50 .
( 2 ) - پرچس ، جلد 10 ، ص 377 .
( 3 ) - شاه عباس اغلب در اصفهان با اگوستينىها و كرمليتها پس از استقرارشان در اين شهر در سال 1608 م . در باب مسائل -