فصل سوم تماس اروپائيان با ايران 1736 - 1350 م .
با اينكه اغلب مورخان هجوم مغولان به ايران و كشورهاى همجوار را تا غرب در سده هفتم / سيزدهم مصيبتى تمامعيار توصيف كردهاند ، ولى در اينجا اين فاجعه را سرآغاز اين فصل قرار داديم چون براى مبحثى كه در پيشرو داريم مناسبتى درخور خواهد داشت . تهاجمات قشون مغولان فقط براى فتح و تخريب و غارت بود ولى صرفنظر از شرارتهاى آنان ، تغيير و تحول مثبتى به وجود آمد و آن هم درهم شكستن سدى بود كه مدتهاى مديد بين ايران و ممالك اسلامى و غرب حائل بود . بر اثر تهاجمات مغولان تماسهاى تازهاى بين شرق و غرب برقرار شد ولى اين تماسها در آغاز با طمأنينه صورت گرفت و تمام موانع در هردو طرف ناديده انگاشته شد .
پيشگامان برقرارى تماس بين شرق و غرب افرادى چون ويليام روبروكى « 1 » ، پولوها « 2 » ، مارينوسنوتا « 3 » و فريار اودوريك پاردنتى « 4 » بودند و همه اينها به دوره ايلخانان تعلق داشتند و نيازى به ذكر آنان در اينجا نيست جز اينكه بايد بدانيم كه دستاوردهاى اين افراد اهميتى درخور داشت ، چون راه را براى سياحان بعدى هموار كردند . شرق ، ديگر براى غرب كتاب بستهاى نبود .
ولى هنوز مىبايد صفحات ديگرى از آن ورق مىخورد . بايد يادآورى كرد كه در مقوله توسعه تماس بين ايران و غرب ، « رفتوآمد » فقط از طرف غرب به شرق نبود ؛ بلكه سياحانى نيز از سمت شرق وارد غرب شدند . بطور كلى در اروپا از ايرانيانى كه به غرب رفتهاند ، كمتر صحبتى هست چون تعداد آنها كم بود و يا اگر هم گزارشهايى داشتهاند ، در اروپا كمتر شناخته شده است .
هامش
( 1 ) -William of Rubruck( 2 ) -Polos( 3 ) -Marino Sanuto( 4 ) -Friar odoric of Pordenone