سلطنتى ؛ نظارت عاليه روزانه بر هزينههاى كارگاههاى متعدد سلطنتى ؛ پرداخت مواجب كاركنان كارگاههاى مزبور ؛ حفظ و حراست عماراتى كه به بيوتات سلطنتى وابسته بودند ؛ نظارت عمومى بر اخراجات طوايل سلطنتى و قورخانه . تشكيلات حرم و زيستگاههاى شخصى شاه تحت نظارت ناظر بيوتات نبود ، بلكه شاخه كاملا مجزايى را تشكيل مىداد كه بيشتر بهنام تشكيلات داخلى قصر تحت نظر خواجگان قرار داشت . خواجگان همه از جنس زنگيان بودند امّا از زمان شاه عباس اول به بعد تعدادى از خواجگان سفيد يعنى غلامان گرجى نيز وارد قصر شدند . البته همه كاركنان تشكيلات داخلى قصر از خواجگان نبودند . استثناهايى هم وجود داشت به قرار زير :
حكيمباشى ؛ منجمباشى ؛ معير الممالك و ساير مأموران ضرابخانه ؛ و مهردار . همه كاركنان تشكيلات داخلى قصر با لقب كلى مقرب الخاقان شناخته مىشدند . مأمورانى كه كار آنها در بيرون و يا درون حرم و در اقامتگاههاى خصوصى شاه بود ، مقرب الحضرت لقب داشتند . در اين زمره مأمورانى چون ناظر بيوتات ، ( كه در بالا ذكر شد ) قاپوچيان ، يساولان صحبت ، ايشيك آغاسيان مجلس و غيره مىگنجيدند « 1 » .
تشكيلات عدالتخانه بغرنج و پيچيده بود . در اوايل دوره صفوى ، صدر كه در رأس نهاد مذهبى بود ، در نهايت مسئوليت ديوان عدالت را بر عهده داشت . با اينهمه امور محاكم علاوه بر صدر در اختيار تعدادى ديگر از مأموران مذهبى همچون قاضى القضات و شيخ الاسلام نيز بود . به همين دليل درگيريها و اختلافات داورى زياد رخ مىنمود . يك زمانى هم كه معلوم نيست چه زمانى بوده ، مقام جديدى پديد آمده تا همه اين امور را تحت اختيار مرجع واحدى قرار دهد .
صاحب اين منصب را ديوان بيگى مىگفتهاند . با اينكه قرار بود كه در مسائل حاد مربوط به پايتخت بالاترين مقام از آن صدر باشد ولى دخالت ديوان بيگى در اين امور مىرساند كه نظارت عاليه ، نظير ساير امور حقوقى ديگر ، بدست ديوان بيگى افتاده است . افزونبراين محكمه ديوان بيگى ، عاليترين محكمه شكايت بود . در سومين مقطع تحول نهادهاى ديوانى صفويان ( كه در پايين بحث خواهد شد ) و يا شايد هم جلوتر از آن ، مأمورانى چون مستوفى الممالك ، ناظر بيوتات و ديوان بيگى در رديف امراى عاليرتبه قرار داشتند و لذا بعدها وارد شوراى عالى امرا شدند .
اعضاى اين شورا در اواخر دوره صفوى به حدود نوزده نفر بالغ شد ، درحاليكه در دوره نخستين صفوى تعداد آنها يكسوم رقم مزبور بود .
نهادهاى تشكيلاتى صفوى از دو منبع عمده مايه مىگرفت : نهادهاى تشكيلاتى تركمانان و
هامش
( 1 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، ص 56 به بعد .