درياى خزر پس از سال 1662 م . دست به چپاول زدند ، اجتناب و بيشاز چندبار تقاضا كرد كه آنها بايد مالك الرقابى ايران را بپذيرند .
ازبكان بىهيچ ترس از گوشمالى سخت به شرق ايران هجوم مىآوردند . اين تهاجمات پيوسته زمانى صورت مىگرفت كه ايرانيان انتظارش را نداشتند ولى عمليات محدودى بود كه بوسيله چادرنشينان تشنهء چپاول انجام مىگرفت و چندان در حيطه قدرت خان نبود . در همه اين وقايع ، روابط حسنه بين شاه و حكام بخارا يعنى عبد العزيز خان و پس از سال 1091 / 1680 برادر او سلطانقلى خان بهم نمىخورد . در سال 1685 م . سفرايى بين دولتين مبادله شد تا اختلافات موجود را از راه ديپلماسى حلوفصل كنند .
از اقوام مجاور شمالى ديگر كلموكها ، از نژاد مغولهاى غربى در منطقه اوست - اورت بين درياى خزر و درياچهء آرال بودند كه در زمان عباس دوم به دليل حملهاى كه به ايالت استرآباد انجامداده و بعد سفيرى كه به دربار ايران فرستاده بودند ، طرف توجه حكومت اصفهان قرار گرفتند . كلموكها تحتتأثير اين عقيده كه ايران از نظر نظامى ضعيفشده ، در زمان سلطنت شاه سليمان حملات زيادى انجام دادند . آنها گاهى هم سفير به دربار ايران مىفرستادند . ولى به نظر نمىرسد كه در دربار ايران به التفاتى درخور رسيده باشند « 1 » .
در زمان شاه سليمان در مقايسه با ايام گذشته مشكلى با سرزمين گرجيان پيش نيامد . شاهنواز حاكم فوقالذكر در سال 1644 م . در كاخت جاى خود را به فرزندش آرشيل خان و در سال 1675 م . براى مدتى كوتاه به هراكليوس اول ( اركل ) نوه طهمورث معروف داد . همه كارگزاران بعدى از ميان ايرانيان بودند . از طرف ديگر در كارتيل يكى از سلسلههاى محلى يعنى موخرانيها تحت نفوذ ايران بودند .
گزارشهائى كه منابع فارسى و سياحان خارجى از فعاليتهاى ديپلماسى اين دوره ارائه دادهاند ، حاكى از تجمل و شكوهى است كه در ايام پذيرائىهاى رسمى از سفرا صورت مىگرفت . هيات سفراى اروپائى مخصوصا از سوئد ، روسيه و فرانسه وارد دربار شدهاند . هدف اصلى آنها در درجه اول توسعه روابط بازرگانى با ايران بود و مخصوصا ابريشم ايران خواهان زيادى داشت .
شاه سليمان در 29 ژوئيه 1694 م . در چهلوشش سالگى در اصفهان درگذشت . طبق نوشته
هامش
( 1 ) - كمپفر ، ص 206 .