سياسى هم نبود . در خصوص استوارى موقعيت مذهبى او بحثى نيست . مقامات و زهد و مجاهدت او در راه فراخوانى مغولان به دين اسلام كه تعدادى از آنها هنوز خارج از دين اسلام بودند ، و نيز نفوذ او در پارهاى از گروههاى تركنژاد و تركمان ، او را در جايگاه مسلمان آگاه و نابى قرار مىدهد . اين نظريه كه « 1 » او فكر تجديد اسلام را كه فراتر از تعصب فقها و قالومقال بدعتگذاران باشد در سر مىپروراند ، بىپايهواساس نبود . شيخ صفى البته در ايام حيات خود نتوانست به موفقيت چشمگيرى دست يابد و از فعاليتهايش هودهاى برگيرد ، ولى اين موفقيهًا و كاميابيها بعدها تحقق يافت و كل امّت اسلامى را زير چتر خود گرفت . ليكن تجديد و احياى مذهب و وحدت ايران كه دو سدهء بعد حاصل شد ، بدون اخوتى كه شيخ صفى بنياد گذاشت ، قابل تصور نيست - گواينكه بين آنها پيوند مستقيمى به ديده نمىآيد . از طرف ديگر ، اينكه شيخ صفى در انديشه يك ايران شيعى بوده ، مسألهاى كاملا متفاوت است كه بعدا بدان خواهيم پرداخت .
باوجود اين سهم شيخ صفى در سلسله صفويه فقط منحصر به تأسيس اين طريقت بهنام خود مسمّى كردن آن نيست ؛ او با جذب پيروان عظيم و بيشمار و حصول رفاه و رونق و موقوفات براى طريقت خود ، شالودهاى محكم بدان بخشيد « 2 » . نياكان و پيشينيان سلاطين صفوى اغلب شيوخى بىتكلف و بىريا توصيف شدهاند ، امّا اين تصوير و توصيف فىالواقع با وقايع تاريخى حتى در مراحل نخستين مطابقت و دمسازى ندارد . شايد بتوان اين حكم را تا حدودى به دورههاى پسين تسرى داد . با اينكه راجعبه شيوخ طريقت اردبيل كه جانشينان بلافصل شيخ صفى بودند ، اطلاعاتى مبهم و اسنادى كم موجود است ، ولى از اشارات جسته و گريخته منابع مىتوان استنتاج كرد كه آنها از احترامى بهسزا برخوردار بودهاند ( از جمله در بين سلاطين نخستين عثمانى ) . « 3 » چگونه مىتوان طرحهاى بلندپروازانه و آرمانهاى سياسى جنيد و شيخ حيدر را در زمان سلاطين تركمان در نيمهء پسين سده نهم / پانزدهم تبيين و تفسير كرد - آرمانهايى كه البته كاملا تحقق نيافت ؟
* * * شاه اسماعيل پس از ورود به تبريز ، مذهب شيعه را مذهب رسمى دولت اعلام كرد . تا آنجا كه ثابت شده ، تصور مىرود كه او اين تصميم را منباب ايمان مذهبى ، نه از روى مصلحتانديشى
هامش
( 1 ) - جزئياتش را در همان مأخذ ، ص 50 بخوانيد يعنى در جايىكه مفهوم كلمه « صوفى » چيزى چون « مسلمان مجاهد و مؤمن » است .
( 2 ) - در خصوص موقوفاتى كه به نفع شيخ صفى ايجاد شد نگاه كنيد به : م . ه . م . نخجوانى ، « فرمانى از فرامين دوره مغول » درRevue de la Faculte'des lettres de tabriz، جلد 5 شماره 1 ( 1953 م . ) صفحه 8 - 40 .
( 3 ) - بابينگر ،" Der islam in Klinasien "ص 61 .