بر روى بشقابى آرايه درهم بافته هندسى و محصور با اشعار فارسى در قاببندها و پروانههاى نقشپردازى شده ، گوژكارى و نقارى گرديده و تاريخ 7 - 1496 م . را بر روى خود دارد « 1 » . در ظرفهاى كوچك مورد استفاده مردم بومى بارها از احجار كريمه استفاده شده است ، چنانچه اين مسأله را مىتوان از بازنماييهاى آنها در نسخههاى خطى دريافت كه به طور كلى به صورت طلايى جلوهگر شده است . به احتمال زياد نقره مطلّا به كار مىرفته ، چنانچه اين كار بر روى دو ظرفى كه امروزه در موزه ارميتاژ است ، ديده مىشود يعنى جام بلندى با دهانه سيرى شكل و ساغرى كه از نظر شكل فشردهتر از ساغرهاى خاتمكارى شده برنزى است . هردو ظرف با باندهاى سه گوش تزيين يافته و هردو در پايين گردن داراى لبههاى اسليمى است نظير آنهايى كه بر روى آبدان بزرگ سال 1399 م . آمده است ؛ و به احتمال از نظر تاريخى به همين دوره و يا اندكى بعد تعلق دارد « 2 » .
همين تاريخ در مورد حلقه سنگين مهرى صدق مىكند كه با نوكهاى سر اژدهايى در حلقه ، در موزه متروپوليتن قرار دارد « 3 » .
اين امر نشاندهنده علاقه به طرح چينى است كه در اين دوره در شمارى از هنرها ، ازجمله هنر سفالگرى كاملا مشهود است . ظرفهاى چينى سرزمين چين در طى قرون شهرتى بىنظير و غيرقابل رقابت در ايران داشت و سفالگران هميشه براى تسلط بر فنون ساختوساز آن در چالش و مبارزه بودند . حاجى محمد نقاش كه پيشتر از او به عنوان هنرمند محبوب امير عليشير نوايى صحبت كرديم ، در اواخر قرن پانزدهم - پس از تجارب و آزمايشهاى طولانى در هرات - توانست ظرفهايى را شبيه بدنه ظرفهاى چينى توليد كند ولى از نظر رنگآميزى چندان خالص نبود « 4 » . سفالينه هرات از اين دوره شناسايى نشده ولى ترديدى نيست كه در آنها رنگ آبى و سفيد بيشتر به كار مىرفته است « 5 » . چون به ظاهر از نظر شهرت ، رقيب بشقاب نقرهاى بوده كه در نگارههاى دوره تيمورى آمده
هامش
( 1 ) - فهرست نمايشگاه متحده هنرهاى دوره تيمورى ( سمرقند ، 1969 م . ) شماره 106 به تاريخ 902 / 1496 م . ؛ قطر 5 / 18 سانتىمتر . آ . س . مليكيان شيروانى ،Le bronze Iranien( پاريس ، 1973 م . ) ، صص 3 - 92 .
( 2 ) - هنرهاى اسلام ، شماره 162 ؛ جام بلند ( موزه ارميتاژ ، 586K) شبيه جامى است كه در نگاره كليله و دمنه ، دانشگاه استانبول ، 1422FY، برگV23 آمده است . ساكيسيان ، نگارگرى ايران ، تصويرVII. نگارهها كه ساير ظروف شايان توجه را تصوير كرده متعلق به سالهاى حدود 74 - 1360 م . است .
( 3 ) - دايماندHandbook، ص 154 ، تصوير 93 .
( 4 ) - خواندمير ، منقول در بارتولد ،Four Studies، جلد 3 ، ص 66 ؛ آرنولد ، نقاشى در اسلام ، ص 139 .
( 5 ) - « مهرى » از حاجى محمد همراه با نشان منگولهدارى بر روى بشقابى از موزه ويكتوريا و آلبرت آمده كه با سليقه چينى تزيين يافته است : لين ،Later Islamic Pottery، تصويرb81 ، ص 100 . با اينكه مىتوان تاريخ آن را ربع سوم قرن هفدهم تعيين كرد ، ولى مىبايد انعكاس و تقليدى از يك اثر قرن پانزدهمى اين هنرمند بوده باشد ، چون با رنگ سبز و سياه كار شده و اين رشته از رنگاميزيها در اين دوره بسيار نامتعارف است ؛ و طرح شاخ و برگ گياهى در قالب مجوف مىتواند توليد دوبارهاى از طرح اصلى نقاشى زيرلعابى باشد كه در يك زمينه سياه طرحافكنى مىشد . اگر اين امر حاكى ازاين باشد