موجود در نگارخانه هنرى والترز معلوم مىشود كه حاوى يك چنين انتسابى است . هر دوى اين نگارهها مهارت و چيرهدستى در تركيببندى مركب همراه با حالوهوا و حالتگيرى زنده و اجراى با روح حيات حيوانى را نشان مىدهد : گربهاى در كنار قبر مرد مقدس و چندين پرنده بر روى درختان لخت بالاى قبر ؛ و الاغ نزار و وارفته در صحنه نخست . در نگاره « دارا همراه مهتر اسبان » تصوير اسبان و كرّهها با احساس و درخشانى زيادى اجرا شده است « 1 » ؛ اجراى خيشى با ورزاب شخمزن در آخرين نگاره منطق الطير « 2 » - كه بار ديگر با تركيببندى دو صفحهاى در يك منظره صحرايى انجام گرفته از نگارههاى بسيار آيندهنگر اين نگارههاى چهارگانه است . پيكر قوز كرده گداى چينى كه قلاده سگى را در دست دارد به احتمال داستان خطابه چهل و يكم را تصوير كرده است « 3 » - يعنى داستان درويشى كه عشق او به دختر يك نفر سگبان باعث شد هر روز سگى را به بازار ببرد و بدينترتيب ملامت را به رياكارى ترجيح دهد . صحنه پيشزمينه مستقيما داستان شيخ مالينه را تصوير كرده كه مشغول سؤال و جواب با پيرمرد روستايى در حال شخمزدن زمين با گاوآهن خويش است .
اگر در پى خلاصه كردن ويژگيهاى هنرنگارگرى مكتب هرات در پايان دوره تيمورى برآييم ، بعضى از مشخصهها در رأس قرار مىگيرد : ( 1 ) اندازه كوچك و رنگمايه پايين رنگآميزى ؛ ( 2 ) بداعت ، صميميت و هماهنگى تركيببنديها ؛ ( 3 ) رجحان شعر غنايى ، رمانتيك و عرفانى بر حماسه و تاريخ ؛ ( 4 ) و سرانجام دقت در ارائه جزئيات طرح قالىگونه و تزيين معمارى . هماهنگى و توازن انسان و طبيعت از حالتهاى برجسته نگارگر ايرانى بود ، امّا هنر در هيچ ايامى به آن استحكام و قدرت مهارت و يا بصيرت حسپذيرى كه تقريبا در همه آثار اين مكتب ديده مىشود ، دست نيافت .
اين لحظه ، همان لحظه ثمربخشى بود كه به دنبال ايجاد سنتى در اوايل دوره تيمورى رخ داد و بر دستاوردهاى هنرى پرمايه و بسيار تزيينى و درونگراى دوره صفوى پيشى گرفت .
چنين مىنمايد كه پس از غارت شهر هرات در سال 913 / 1507 به دست محمد شيبانىخان ، شمارى از نقاشان اين شهر آن را ترك گفتند ولى به نظر نمىرسد كه به ازبكستان مهاجرت كرده باشند . نگارگرى سبك هرات پس از سال 1520 م . - و مدتها پيش از مرگ شيبانى در سال
هامش
( 1 ) - سعدى ، بوستان ، كتابخانه ملى ، قاهره : بينيون ، نقاشى نگارگرى ايران ، تصويرLXIX.
( 2 ) -The Language of The Birds، ص 335 ، تصوير 30 .
( 3 ) - نات ،The Conference of the Birds، ص 114 . جزئى از اين تصوير كه نشاندهنده بخشى بودايى است در لوكنز ،« The Language of The Birds »، ص 334 ، تصوير 29 ، بازنمايى شده است . در مورد اين تصوير نگاه كنيد به : گرى ،« The Timurid Copy »صص 8 - 35 ، كه گامى ديگر در تفسير و توجيه دوباره يك مضمون چينى است .