آجر تزيين يافته و به گونه « مهره » هاى خط كوفى درآمده و بخش فوقانى هم دربردارنده قاببندهاى چندضلعى - لوزى شكل ، ششضلعى و سهضلعى - با نقوش گياهى ، هندسى و « مهرهاى » است كه به گونه كاشى معرق اجرا شده است .
چنين مىنمايد كه در زمان سلطنت شاهرخ كار معماران شيرازى بر معمارى خراسانى مسلط بوده و احتمالا در توسعه سبك جديد نقش و سهمى بسزا داشتهاند . ترديدى نيست كه آنها در گازرگاه و تربت شيخ جام از نظام طاقبندى متقاطع بهره جستهاند . اين فن همراه كاربست قوسهاى متقاطع به مثابه پايه گنبد ، مفهوم تازهاى در فضاى داخلى عمارت بوجود آورده است . شكلهاى معمارى ماوراءالنّهر صيقل يافته است : از اينرو گنبد تويزهاى آرامگاه گوهرشاد مقبولتر از گنبد گورمير شده كه بين گنبد و ساقه گنبد رابطه بوده است . نماى پيشين صحن مسجد گوهرشاد در مشهد با تناوبى هماهنگ و موزون از فضاى خالى و حجم هندسى براى معماران بعدى ايران معيارى پديد آورد . تزيين كاشيكارى عمارات را كه برنگريستيم دربردارنده كيفيت و تنوعى بود كه در ادوار بعد ، ديگر حاصل نشد و يا اينكه بدان پيشى نگرفتند .
4 - فعاليت معمارى در قلمرو سلسلههاى تركمان
در زمان شاهرخ ، در غرب و جنوب ايران فعاليت معمارى قابل مقايسه با فعاليت معمارى خراسان نبود . در آغاز ، آل جلاير و سپس تركمانان قراقويونلو با قدرت تيمورى درافتادند ؛ امّا مجادلات سياسى زمانه چندان نقش و سهمى در ضعف فعاليتهاى معمارى نداشت . پيشتر به كار و به ياريهاى معماران شيرازى در معمارى خراسان برنگريستيم ؛ و حال آنكه شهر زادگاه آنها شيراز در اين روزگار خالى از هر نوع فعاليت معمارى بود . اين نكته ازاين نظر شگفت مىنمايد كه شيراز با پشتيبانى حاكمان تيمورى همچون اسكندر بن عمر شيخ و ابراهيم بن شاهرخ يكى از كانونهاى فعال كتابآرايى و نقاشى برشمرده مىشد .
امير چقماق در سال 840 / 7 - 1436 يك مسجد چهار ايوانى در يزد بنيان نهاد . ايوان عبادتگاه آن به يك اتاق طاقدار منتهى مىشود كه محراب را دربردارد . مهمترين ويژگى آن جماعتخانه مجاور و عبادتگاه است كه با طاقبندى متقاطع و پنجره نورگير ، به جماعتخانههاى آل مظفر در مسجد جامع يزد شباهت دارد « 1 » . يگانه سند باقيمانده از بناسازى تيمورى در اصفهان جماعتخانه
هامش
( 1 ) - گولومبك ،The Timurid Shrine at Gaurgah، تصوير 148 ؛ هيل و گرابر ، تصوير 201 ؛SPA، لوحه 449 .