برادران دينى امر ، و از پوششى مانند آنچه خود پوشيدهاند ، نهى مىكنند !
آن حضرت عليه السّلام در حال تبسم فرمودند :
اى كامل ! و در حالى كه لباس را از بازويشان كنار زده بودند ، آن را مسح نمودم ، ( پوششى ) سياه و زبر بر بدنشان قرار داشت .
آنگاه فرمودند :
اين ( جامه زير ) براى خداست ، و اين براى شما . « 1 »
سلام دادم . و نزديك درى كه پردهاى نازك آويخته بود ، نشستم . بادى وزيد و گوشهء پرده كنار رفت ، و من نوجوانى چهارده ساله يا مانند آن « 2 » را مشاهده نمودم كه چون پارهاى ماه بود .
آن نوجوان خطاب به من فرمود :
اى كامل بن ابراهيم .
از آن ندا به خود آمدم و به من الهام شد كه بگويم : لبّيك يا سيّدى ؛ آنگاه فرمود :
آيا نزد ولىّ خدا و حجت و باب او آمدهاى كه بپرسى : آيا وارد بهشت نمىشود جز آنكه شناخت تو را بشناسد و به آنچه مىگويى ، بگويد ؟ « 3 »
عرض نمودم : آرى به خدا . فرمود :
هامش
( 1 ) . هذا للّه و هذا لكم .
( 2 ) . اين توصيف دربارهء وضعيت ظاهرى امام در نسبت با انسانهاى معمولى است در صورتى كه سن آن حضرت در زمان حيات پدر گرامىشان عليهما السّلام حداكثر پنج سال بوده است .
( 3 ) . جئت إلى ولىّ اللّه و حجّته و بابه تسأله هل يدخل الجنّة إلّا من عرف معرفتك و قال بمقالتك ؟