Skip to main content

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى ) — Page 196

Contributors:

P.196
ابتدا راهنما آنها را از حدودى عبور داد كه اهالى آن با شهر جيم نياس دشمن بودند او يونانيها را وادار كرد كه اين سامان را به آتش و شمشير بكشند ، و بنابراين معلوم شد حاكم از آن جهت ايشان را مورد استقبال و مرحمت قرار داده بود كه از وجودشان استفاده كند . يونانيها خدمتى را كه از ايشان انتظار ميرفت انجام دادند و به تاراج آن سرزمين پرداخته غنايم سرشار بدست آوردند و به زودى به همان كوهى رسيدند كه راهنما راجع به آن اشاره كرده بود . پس راه سر بالا را پيمودند كه ناگهان از دستهء باروبنه كه به قله رسيده بودند قيل‌وقال شديد به گوش گزنفون و گروهان عقب دار او رسيد و اين فريادها رفته رفته كه سربازان به آن نقطه ميرسيده‌اند شديدتر مىگرديد . گزنفون به گمان اينكه حملهء غير - مترقبه‌اى واقع شده است نهيبى به اسب خود زده شتاب نمود تا معلوم دارد موضوع چيست . ولى همين كه نزديك رفت دريافت كه سرود جنگى در كار نيست بلكه فرياد شادمانى تالاتا ! تالاتا ! « 1 » دريا ! دريا ! است و در مسافتى دور در پائين افق رشتهء باريك نقره‌فامى مىدرخشيد كه همان كمال مراد و مطلوب همهء آنها بود . اشك شادمانى از چشم‌ها سرازير شد آنها با هم تهنيت مبادله نموده از فرط خوشحالى سربازان و صاحبمنصبان يكديگر را در آغوش كشيدند . در آن حين يكى از افراد پيشنهاد كرد اثرى يادگار بمناسبت آن واقعه برپا دارند پس همگى براى آوردن سنگ فرا رفتند آن‌گاه سنگ‌ها را به روى هم چيده آن را با پوست حيوانات و سپرهائى كه از دشمن به غنيمت گرفته بودند بياراستند . راهنما به قول خود وفا كرد يونانيها باوجود
Footnote
( 1 ) -Thalatta
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى ) — Page 196 | گزنفون / وحيد مازندرانى