تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

بخش 15

بعد از آنكه بنابر شرحى كه گذشت سركرده‌ها دستگير شدند آنها را حضور پادشاه برده به فرمانش سر بريدند . يكى از ايشان كلارخوس نام به تصديق همهء كسانى كه با او سابقهء آشنائى داشته‌اند ، عنصرى واقعا نظامى و به حد افراط دلباختهء جنگ و پيكار بود زيرا اولا وقتى كه اسپارتها و آتنىها در حال نزاع بودند در مبارزات آنها شركت نمود سپس همين كه بين طرفين صلح برقرار گشت او دولت خود را مجاب كرد كه تراكىها براى يونانىها مايهء صدمه و خطر بوده‌اند « 1 » و چون منظور خود را از جانب افورها « 2 » به نحو مطلوب حاصل داشت با كشتى به عزم جنگ با تراكىها كه در آن سوى خرسونس اقامت داشتند رهسپار گرديد . اما افورها بنابر موجباتى تغيير رأى داده و چون كلارخوس هم عزيمت كرده بود او را از ايستموس كورنث ، دستور بازگشت دادند ولى او از فرمان ايشان سرپيچى نموده راه خود را به مقصد هلس‌پونت ادامه داد . در نتيجهء اين نافرمانى از طرف هيأت حاكمهء اسپارت محكوم بمرگ شده بود و هنگامى كه در حال تبعيد ميزيست به خدمت كوروش درآمد . دلايل او در برانگيختن
هامش
( 1 ) - مهاجران يونانى در ناحيهء خرسونس تراكى ( قسمت اروپائى تركيه فعلى ) . م ( 2 ) - افورها پنج نفر و هيأت حاكمهء اسپارت بودند . م