در حديثى مرفوع از عبد اللّه بن عمرو آمده كه پيامبر اكرم فرمود : هركس يك مرد معاهد « 1 » را بكشد ، بوى بهشت به مشامش نمىرسد ، در حالى كه بوى عطر بهشت را از فاصلهء زمانى چهل ساله نيز مىتوان احساس كرد و هركس زن معاهدى را به ناحق بكشد ، خداوند بهشت را بر او حرام مىكند و بوى بهشت را نيز نمىتواند استشمام كند .
احاديث فراوان ديگرى در اين زمينه هست كه حافظان و پيشوايان حديث در صحاح و مسانيد جمع كردهاند و حافظ منذرى بخشى از آنها را گرد آورده است . « 2 »
با وجود اين آيات و احاديث ، ديگر نيازى نبود كه معاويه نصايح كسانى مانند عايشه را بشنود كه او نيز در ريختن خون هزاران هوادار اسلام كه همه را فرزندان خود مىدانست ، باكى نداشت ، چنان كه شاعر گويد :
- او سوار بر كجاوهاى ، با شقىترين مردم به بصره لشكر كشيد .
- و در جنايتى كه انجام داد ، همچون گربهاى قصد داشت كه فرزندان خود را بخورد .
آرى ، حجر با روى سپيد و پيشانى گشاده به پيشگاه خدا شتافت و نيكنام و نيكبخت و مظلوم ، در حالى كه حقوقش غصب شده و در خون تپيده بود و بندهاى ظلم و ستم بر دست و پاى داشت ، از دنيا رفت .
به هنگام پايان زندگى نماز خواند و اين سخنان را بر زبان آورد : بندهاى آهنين را از من برنداريد و خون از پيكرم مشوييد و با همين لباسها به خاكم سپاريد كه من در حال پيكار مىميرم . در عبارت ديگر آمده كه گفت : ما بر راه صراط با معاويه ديدار خواهيم كرد . « 3 »
اين جنايت نكبت هميشگى را براى معاويه در پى خواهد داشت . حسن ، چهار خصلت را كه معاويه داشت ، برشمرد و گفت : تنها كشتار حجر كافى است كه جنايتكارى
هامش
( 1 ) . مشرك يا نامسلمانى كه با مسلمانان پيمان دارد . ( م )
( 2 ) . ر ك : الترغيب و الترهيب : 3 / 120 - 123 .
( 3 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 469 ، 470 ؛ الاستيعاب : 1 / 135 ؛ الكامل فى التاريخ ، ابن اثير : 4 / 210 ؛ اسد الغابة :
1 / 386 ؛ الاصابة : 1 / 315 .