حاكم گويد : حجر بن عدى از اصحاب عادل و عابد و پارساى محمد بهشمار مىرفت . « 1 »
ابن عبد البر گويد : او در جوانى از بزرگان صحابه و شخصى مستجاب الدعوه بود . « 2 »
ابن سعد گويد : وى مردى ثقه و مورد اعتماد بود . « 3 »
مرزبانى گويد : حجر به حضور رسول اللّه شرفياب شد . وى از بندگان خالص خدا و شخصى پارسا بود و با مادرش خوشرفتارى مىكرد و بسيار نماز مىخواند و روزه مىگرفت . « 4 »
ابو معشر گويد : او عابدى بود كه هيچ حدثى به او دست نمىداد ، مگر اينكه بيدرنگ وضو مىگرفت و هيچگاه وضو نمىگرفت ، مگر آنكه به دنبال آن دو ركعت نماز مىخواند . « 5 »
ابن عماد در شذرات آورده است : مراتب دوستى و خدمتگزارى و جهاد و عبادت او مشهور بود . « 6 » او از كرامت و مقام استجابت دعا برخوردار و همواره در برابر خدا تسليم بود .
ابن جنيد در كتاب الاولياء روايت كرده است كه حجر بن عدى را جنابت دست داد ، به نگهبان خود در زندان گفت : آب خوردن مرا بدهيد تا با آن تطهير كنم و جيرهء فردايم را ندهيد . نگهبان گفت : مىترسم كه از تشنگى بميرى و معاويه مرا بكشد . راوى گويد :
حجر دعا كرد و خداوند از آسمان ابرى فرستاد و باران باريد و او به قدر نياز خود از آب آن برداشت . يارانش به او گفتند : دعا كن خدا ما را آزاد كند . او گفت : خدايا به ما خير عطا كن . « 7 »
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 468 .
( 2 ) . الاستيعاب : 1 / 135 .
( 3 ) . ر ك : تاريخ ابن عساكر : 4 / 85 ؛ تاريخ ابن كثير : 8 / 50 .
( 4 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 50 .
( 5 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 85 ، 420 ؛ تاريخ ابن كثير : 8 / 50 .
( 6 ) . شذرات الذهب : 1 / 57 .
( 7 ) . الاصابة : 1 / 315 .