قامت خود شرم دارند .
- ستارهء مريخ در چهرهاش پيداست و ماه چهاردهشبه در وجودش مىدرخشد .
- نگاه او دل مرا در كمند اسارت عشق گرفتار و مدهوش كرده است .
- مهر او چنانم در كمند گيسوانش افكند كه شيران بيشه را به شگفت آورد و با خود گفتم :
با چنين طنابى ، چگونه صيد توان شد ؟
تا اينكه به ابيات زير مىرسد :
- حيدر كرار در ميان همهء مردم ، چه پابرهنگان و چه ثروتمندان ، بهترين شخصيت است .
- شب آنچنان روز را نمىپوشاند كه مذهب منكرانش پردهء ترديد بر دل مىگسترد .
- ديدهء كمنور و نابيناى شرك ، چگونه نور ديدهء دين را خواهد ديد ؟
- كافران را با تيغ خود به قتل رساند و آنها را از ديار آشنايان پاك كرد .
- نه فقط يك روز به بت لات نزديك نشد ، بلكه خداى را به تقوا و خلوص عبادت كرد ، و بدينگونه رشد يافت .
- اسلام را از آن بيمارى كه گريبانگيرش مىشد ، بهبودى داد و از چشمان دين ، حجاب و پرده را برداشت .
- در غدير خم ، شاهدان عدل كه هرگز منحرف نمىشوند ، بر حقانيت او گواهى دادند .
- آفتاب را پس از آنكه غروب كرده و در پردهء شب پنهان شده بود ، بازگرداند و نماز عصر را به جاى آورد .
- آنگاه كه مردم پنداشتند اژدهايى آمد تا آنها را ببلعد ، او با اژدها سخن گفت . « 1 »
هامش
( 1 ) . شاعر ما شيخ عبد الرضا مقرى در اين قصايد ، گوشهاى از فضايل و مناقب امير مؤمنان را به نظم كشيده كه همه مأخوذ از روايات محكم و صحيح نبوى است . برخى از اين فضايل را در جاىجاى مجلدات گذشته بررسى كرديم ، و تفصيل اين مباحث را در بخش مناقب مسند و مرسل خواهيم ديد .