- به فضل تو ، تورات موسى و انجيل فرزند مريم عليهما السّلام روشن و گويا شده است .
- عجب از مردمى كه با تو دشمنى ورزيدند و دعوت دشمنان ترا پذيرفتند .
- آيا اين گمراهان عمدا از راه حق روى برتافتند ، يا راه صواب و حقيقت بر آنها پوشيده بوده است ؟
- يا اينكه اينان ، در چيزى كه شكبردار نيست ، شك ورزيدهاند ؟ آيا مىتوان حق را كه بىپرده نمايان است ، انكار كرد ؟
- آيا پس از غدير خم ، ديگر غير تو در خلافت پيمبر صلّى اللّه عليه و آله نصيب و حقى دارد ؟
- و آيا پيمبر ترا پيشوا و مولاى همگان قرار نداد ، و تمامى گردنها به موافقت اين فرمان فرونيامدند ؟
- آرى ، هيچ هاشمى كه تبار برگزيده داشت ، سرپيچى نكرد .
- كسانى از قبايل تيم بن مرّه يا عدى ، حضور و غيبتشان يكى است . « 1 »
- چرا كه اگر از روى شقاوت حق ترا انكار كردند ، با اين افراد كه عقاب بر مردم نازل نمىشود .
- بسا عقلاى قوم كه در حق تو نادانى ورزيدند ، امّا تو در آن ميان ، همچون ماه نورافشانى مىكردى و آنها همچون سگان عوعو مىكردند .
شاعر را بشناسيم
وى صدر الدين سيد على خان مدنى شيرازى ، پسر نظام الدين احمد ، پسر محمّد معصوم ، پسر احمد نظام الدين ، پسر ابراهيم ، پسر سلام ، پسر مسعود عماد الدين ، پسر محمّد صدر الدين ، پسر منصور غياث الدين ، پسر محمد صدر الدين ، پسر ابراهيم شرف اللّه ، پسر محمّد صدر الدين ، پسر اسحاق عز الدين ، پسر على ضياء الدين ، پسر عربشاه فخر الدين ، پسر امير عز الدين ابو المكارم ، پسر امير خطير الدين ، پسر حسن شرف الدين
هامش
( 1 ) . اشاره به خليفهء اول و دوم است . ( م )