كه بين اعراب اين ولايات و فرزندان وى - كه فرمانروايان اين ولايات بودند - درگرفته بود ، به شهادت رسيدند .
سيد جزايرى نيز در الانوار النعمانية با جملههاى احترامآميزى از وى ياد كرده است .
از سيد على خان ، شيخ حسين بن محيى الدين بن عبد اللطيف بن ابى جامع اجازهء روايت دارد ، و او خود از شيخ على زين الدين نوهء شهيد ثانى روايت مىكند . « 1 »
تأليفات او
وى آثارى در علم و دين و ادب ، از خود بر جاى گذاشته كه به قرار زير است :
1 - النور المبين فى الحديث در چهار جلد كه آن را به سال 1083 در حقانيت على عليه السّلام تأليف كرده است .
2 - تفسير القرآن الكريم در چهار جلد كه تا سورهء الرحمن رسيده و آن را منتخب التفاسير ناميده است .
3 - خير المقال كه شرح قصيدهء مقصورهء اوست در 4 مجلّد ، در موضوع ادبيات و نبوت و امامت .
4 - نكت البيان كه در يك جلد فراهم شده است .
5 - مجموعهاى شامل برگزيدهء مطالب چهار تأليف يادشده كه خودش اينها را به انضمام ديگر موضوعات لطيف فراهم كرده ، و به عنوان هديه به شيخ على نوادهء شهيد ثانى تقديم داشته است . صاحب رياض العلماء مىنويسد كه من خود اين كتاب را در ميان كتابهايش ديدهام .
6 - رسالهء ديگرى كه به شيخ على مذكور تقديم داشته و آغاز آن را به مباحث غدير مزين كرده است .
7 - رسالهء ديگرى را نيز در شرح حديث اسماء به شيخ على هديه كرده كه به قول صاحب رياض العلماء فوايد ارزنده و مطالب بسيار مهمى را دربرگرفته است .
هامش
( 1 ) . ر ك : المستدرك : 3 / 406 - 408 .