- او بهترين داور در ميان مردمان ، و نهايت آرزوى ايشان ، و مرد شنوا و بينايى است كه تيغ امنيت و آرامش را به كف دارد .
پيرامون شعر
اين ابيات ، سرآغاز قصيدهاى است كه شيخ حسين بن عبد الصمد عاملى پدر شيخ بهائى سروده است . پس از مدتى كه از سرايش اين قصيده گذشت ، تمام آنچه را كه در اين قصيده ذكر كرده ، بهطور مبسوط شرح كرد و در آن فضايل امير المؤمنين عليه السّلام را به روايت اهل سنت نقل نمود ، از جمله در تفسير مصراع
« و مولى الانام بنص الغدير »
گفته است كه مراد از آن ، رويداد غدير خم است . پس از آن ، حديث غدير را آورده كه خلاصهء آن اين است : احمد بن حنبل ، آن را با شانزده واسطه و ثعلبى به چهار طريق در تفسير آيهء
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
« 1 » آوردهاند . ابن مغازلى هم به سه طريق آن را نقل كرده ، و در الجمع بين الصحاح الست آن را آورده و گفته است كه حديث غدير خم را از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حدود يكصد نفر نقل كردهاند .
و محمّد بن جرير طبرى مورخ مشهور ، حديث غدير را از هفتاد و پنج طريق نقل كرده و كتاب ويژهاى در آن باب به نام كتاب الولاية نوشته است و حافظ ابو العباس احمد بن عقده ، اين حديث را از صد و پنج طريق نقل كرده و كتاب خاصى در اين موضوع نوشته است ، و اين از حد تواتر گذشته است . اين حديث در باب امامت و وجوب طاعت ، نصّ روشن و معتبرى است كه عقل سليم نادرستى تأويل در آن را اثبات مىكند ، چنان كه حال و مقام حديث هم آن را قبول ندارد ، آنجا كه پيغمبر فرمود : آيا من بر شما از نفسهايتان سزاوارتر و برتر نيستم ؟ و معنى اين عبارت ، بعد از نزول آيهء تبليغ و نظاير آن كاملا روشن است و اصحاب تأويل از معنى اين شعر ابو الطيب غفلت كردهاند كه گفت :
- فرض كن كه من بگويم اين صبحگاه روشن ، شب است ؛ آيا با اين گفته ، عالميان از پرتو روز محروم مىمانند ؟
هامش
( 1 ) . مائدة 5 / 67 .